تبلیغات

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

پایان نامه های ارشد حقوق

gl/l (1176)

جمعه 5 آبان 1396 11:08 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

gl/l (1176)

استاد شهریار

مقدمه:

شهریار، شاعرپرآوازه پارسی‌گوی آذری زبان وطنمان در قلمرو ادب و فرهنگ ایران، از چنان اعتبار و خلاقیت شگفت‌انگیز هنری و مرتبه والای سخن سرایی برخوردار است، كه ناشران مجلدات حاضر نیازی به معرفی آثار وی نمی‌بیند. امروزه در پهن دشت سرزمین ایران، كمتر جایی را می‌توان یافت كه نام و نشانی از سروده های استاد در آن نباشد، و شمار اندكی از مردم با سواد را می‌توان دید كه بیتی، قطعه ایی و غزلی از شهریار را بر لوح خاطر نسپرده باشند، و این نشانه‌هایی است از نفوذ معنوی كلام شاعر بر سراچه دل آشنا و بیگانه. لیكن آنچه در این میانه گفتنی است،شهریار نیز مانند هر انسان اندیشه ورز در راستای آفرینش های هنری خود با افت و خیزهایی روبرو بوده و در گذرگاه حیات خویش فراز و نشیبهای بسیاری را دیده و از پیچ و خمهای دور و درازی گذشته، تا راه خود را در مسیر تكامل و خلق آثار و سروده های جاودانه و ماندگار یافته است. شهریار در سالهای آخر دوران تحصیل در رشته پزشكی به دام عشق نا فرجامی گرفتار می‌شود و این ناكامی موهبتی بود الهی، كه آتش درون و سوز و التهاب شاعر را شعله ور ساخت و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه‌ای كشانید تا جایی كه از بند علایق رسته و در سلك صاحبدلان در آمد و سروده هایش رنگ و بویی دیگر یافت و شاعر در آغازین دوران جوانی به وجهی نیكو از عهده این آزمون «درد و رنج» بر آمد و پایة هنری اش به سر حد كمال معنوی رسید. به هر تقدیر،‌شهریار شاعری است یكه تاز میدان توحید و وادی عرفان و خود با اشاره به سروده‌های حافظ می‌گوید:

«هر چه كردم از دولت قرآن كردم.»

و در اشعاری چون صدای خدا، قیام محمد، مناجات، مولا علی، كاروان كربلا، هدیة عیدغدیر، اسلام و خدمت اجتماع، جهاد و عقیدت و غیره عمق اعتقادات شهریار را بر آنچه كه خود، به حق گفته، می‌توان دریافت. لطف سخن شهریار، چیرگی بی نظیر او در سرودن شعر به دو زبان دری و آذری شهرت ویژه ایی به این پیر آستان عرفان بخشیده و آوازة شهرتش از فراسوی مرزهای جغرافیایی ایران به سرزمینهای دیگر ره گشوده و سخنان دلنشین اش روشنی بخش دل شیفتگان معرفت الهی گشته است و همین نكته است كه شهریار را در میان اقران و شاعران معاصر ایران ممتاز و بی نظیر نموده است.

شهریار پس از پیروزی انقلاب اسلامی با اشعاری چون: تشرف دل و مقام رهبری با جان و دل همنوایی با انقلاب را آغاز كرد، چنانكه خودشان اشاره نمودند:«در سالهای اخیر هیچ گاه از ـ جهاد قلمی ـ باز نایستادم»

و این هم عنانی را نیز باید در همان ایمان و اعتقاد وی به معارف اسلام و عرفان دانست.

استاد شهریار در یک نگاه

محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار، شاعر ایرانی.

فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال 1325 هجری قمری (شهریور ماه 1286 هجری شمسی) در بازارچه میرزا نصرالله تبریزی واقع در چای‌کنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش‌قورشان و خشکناب منتقل نمود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را برای ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی کرد که بعدها کتابت قرآن، ثمره همین تجربه می باشد.

در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ می رسید. در بهمن ماه 1299 خورشیدی برای اولین بار به تهران مسافرت کرده، و در سال 1300 توسط لقمان الملک جراح در دارالفنون به تحصیل می پردازد. شهریار در تهران تخلص بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو رکعت نماز و تفأل از حافظ می‌گیرد.

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم

روم به شهر خود و شهریار خود باشم (حافظ)

شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و مشق ردیف‌های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می‌گیرد. او همزمان با تحصیل در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می پرداخت و در مسجد سپهسالار در حوزه درس سید حسن مدرس حاضر می شد.

درسال 1303 وارد مدرسه طب می‌شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و نشیب او آغاز می‌شود. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود پدرش حاج میرآقا خشکنابی فوت می‌کند. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می‌رود. شهریار شعر فارسی و ترکی آذربایجانی را با مهارت تمام می سراید و در سال‌های 1329 تا 1330 اثر مشهور خود حیدر بابایه سلام را می‌سراید. گفته می‌شود گه منظومه "حیدربابا" در شوروی به 90 درصد زبان‌های جمهوری‌های آن ترجمه و منتشر شده است.

در تیر ماه 1331 مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های شهرزاد و مریم و هادی هستند.

در حدود سال‌های 1346 آغاز به نوشتن قرآن، به خط نسخ نموده که یک ثلث آن را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز سهندیه را می‌سراید. در سال 1350 مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل‌های متعددی از شهریار به عمل می‌آید. ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می نشیند.

در سال 1357 شهریار با حرکت انقلاب همصدا شد. در اردیبهشت ماه سال 1363 تجلیل باشکوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. شهریار به لحاظ اشتهار در سرودن اشعار کم نظیر در مدح امیر مومنان و ائمه اطهار به شاعر اهل بیت شهرت یافته است.

شهریار در سالهای آخر عمر در تهران اقامت داشت. دوست داشت به شیراز برود و در آرامگاه حافظ باشد ولی بعد از این فکر منصرف شد و به تبریز رفت. او آخرین روزهای عمرش در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در 27 شهریور ماه 1367 در همان بیمارستان او پس از یک دوره بیماری درگذشت و بنا بر وصیتش او را در مقبرةالشعرا به خاک تبریز سپردند.

حیدر بابایه سلام (به فارسی: سلام بر حیدربابا) که اغلب به صورت کوتاه "حیدربابا" خوانده می‌شود، نام منظومه‌ای است به ترکی آذربایجانی از محمدحسین شهریار.

شهریار در این اثر از دوران کودکی خود در خشکناب، که در پای کوهی به نام حیدربابا قرار دارد یاد می‌کند. او توصیف گیرائی از طبیعت و مردمان آن سامان به دست می‌دهد و گاه احساس خود را از اوضاع گذشته و حال بیان می‌کند.

شرح حال استاد:

اصولاً شرح حال و خاطرات زندگی شهـریار در خلال اشعـارش خوانده می شود و هـر نوع تـفسیر و تعـبـیـری کـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگی او نزدیک است و حقـیـقـتاً حیف است که آن خاطرات از پـرده رؤیا و افسانه خارج شود. 

گو اینکه اگـر شأن نزول و عـلت پـیـدایش هـر یک از اشعـار شهـریار نوشـته شود در نظر خیلی از مردم ارزش هـر قـطعـه شاید ده برابر بالا برود، ولی با وجود این دلالت شعـر را نـباید محـدود کرد.

شهـریار یک عشق اولی آتـشین دارد که خود آن را عشق مجاز نامیده. در این کوره است که شهـریار گـداخـته و تصـویه می شود. غالـب غـزلهـای سوزناک او، که به ذائـقـه عـمـوم خوش آیـنـد است، یادگـار این دوره است. این عـشـق مـجاز اسـت کـه در قـصـیـده ( زفاف شاعر ) کـه شب عـروسی معـشوقه هـم هـست، با یک قوس صعـودی اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفانی و الهـی تـبدیل می شود. ولی به قـول خودش مـدتی این عـشق مجاز به حال سکـرات بوده و حسن طبـیـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولی برای او تجـلی کرده و شهـریار هـم با زبان اولی با او صحـبت کرده است. 

بعـد از عـشق اولی، شهـریار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشین به تمام مظاهـر طبـیعـت عـشق می ورزیده و می توان گـفت که در این مراحل مثـل مولانا، که شمس تـبریزی و صلاح الدین و حسام الدین را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق می بازد. بـیـشتر هـمین دوستان هـستـند که مخاطب شعـر و انگـیزهًَ احساسات او واقع می شوند. از دوستان شهـریار می تـوان مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه و نگـارنده و چـند نـفر دیگـر را اسم بـرد. 

شرح عـشق طولانی و آتـشین شهـریار در غـزلهـای ماه سفر کرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغای غـروب و بوی پـیراهـن مشـروح است و زمان سخـتی آن عـشق در قـصیده پـرتـو پـایـنده بـیان شده است و غـزلهـای یار قـدیم، خـمار شـباب، ناله ناکامی، شاهـد پـنداری، شکـرین پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران و نالـه نومیـدی و غـروب نـیـشابور حالات شاعـر را در جـریان مخـتـلف آن عـشق حکـایت می کـند و غـزلهـا یا اشعـار دیگـری شهـریار در دیوان خود از خاطرات آن عـشق دارد از قـبـیل حالا چـرا، دستم به دامانـت و غـیره که مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزیز نـشاط می دهـد.

عـشقهـای عارفانه شهـریار را می توان در خلال غـزلهـای انتـظار، جمع و تـفریق، وحشی شکـار، یوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و نای شـبان و اشگ مریم، دو مرغ بـهـشتی و غـزلهـای ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خیلی آثـار دیگـر مشاهـده کرد.  برای آن که سینمای عـشقی شهـریار را تـماشا کـنید، کافی است که فـیلمهای عـشقی او را که از دل پاک او تـراوش کرده در صفحات دیوان بـیابـید و جلوی نور دقـیق چـشم و روشـنی دل بگـذاریـد هـرچـه ملاحـضه کردید هـمان است که شهـریار می خواسته است. زبان شعـر شهـریار خـیلی ساده است. 

محـرومیت و ناکامی های شهـریار در غـزلهـای گوهـر فروش، ناکامی ها، جرس کاروان، ناله روح، مثـنوی شعـر، حکـمت، زفاف شاعـر و سرنوشت عـشق به زبان شهـریار بـیان شده است و محـتاج به بـیان من نـیست.

خیلی از خاطرات تـلخ و شیروین شهـریار از کودکی تا امروز در هـذیان دل، حیدر بابا، مومیایی و افسانهً شب به نـظر می رسد و با مطالعـه آنهـاخاطرات مزبور مشاهـده می شود. 

شهـریار روشن بـین است و از اول زندگی به وسیله رویأ هـدایت می شده است. دو خواب او که در بچـگی و اوایل جـوانی دیده، معـروف است و دیگـران هـم نوشته اند.

اولی خوابی است که در سیزده سالگی موقعـی که با قـافله از تـبریز به سوی تهـران حرکت کرده بود، در اولین منزل بـین راه – قـریه باسمنج – دیده است؛ و شرح آن این است که شهـریار در خواب می بـیـند که بر روی قـلل کوهـها طبل بزرگی را می کوبـند و صدای آن طبل در اطراف و جـوانب می پـیچـد و به قدری صدای آن رعـد آساست که خودش نـیز وحشت می کـند. این خواب شهـریار را می توان به شهـرتی که پـیدا کرده و بعـدها هـم بـیشتر خواهـد شد تعـبـیر کرد. 

خواب دوم را شهـریار در 19 سالگـی می بـیـند، و آن زمانی است که عـشق اولی شهـریار دوران آخری خود را طی می کـند و شرح خواب مجملا آن است که شهـریار مـشاهـده می کـند در استـخر بهـجت آباد ( قـریه یی واقع در شمال تهـران که سابقاً آباد و با صفا و محـل گـردش اهـالی تهـران بود و در حال حاضر جزو شهـر شده است) با معـشوقعهً خود مشغـول شـنا است و غـفلتاً معـشوقه را می بـیـند که به زیر آب می رود، و شهـریار هـم بدنبال او به زیر آب رفـته، هـر چـه جسـتجو می کـند، اثـری از معـشوقه نمی یابد؛ و در قعـر استخر سنگی به دست شهـریار می افـتد که چـون روی آب می آید ملاحضه می کـند که آن سنگ، گوهـر درخشانی است که دنـیا را چـون آفتاب روشن می کند و می شنود که از اطراف می گویند گوهـر شب چـراغ را یافته است. این خواب شهـریار هـم بـدین گـونه تعـبـیر شد که معـشوقـه در مـدت نـزدیکی از کف شهـریار رفت و در منظومهً ( زفاف شاعر ) شرح آن به زبان شهـریار به شعـر گـفـته شده است و در هـمان بهـجت آباد تحـول عـارفانه ای برای شهـریار دست می دهـد که گـوهـر عـشق و عـرفان معـنوی را در نـتـیجه آن تحـول می یابد.  

شعـر خواندن شهـریار طرز مخصوصی دارد – در موقع خواندن اشعـار قافـیه و ژست و آهـنگ صدا هـمراه موضوعـات تـغـیـیر می کـند و در مـواقـع حسـاس شعـری بغـض گـلوی او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشک می شود و شـنونده را کاملا منـقـلب مـی کـند. 

شهـریار در موقعـی که شعـر می گـوید به قـدری در تـخـیل و اندیشه آن حالت فرو می رود که از موقعـیت و جا و حال خود بی خـبر می شود.  شرح زیر نمونهً یکی از آن حالات است که نگـارنـده مشاهـده کرده است:




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

6f/2 (34281)

جمعه 5 آبان 1396 10:54 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

6f/2 (34281)

بردباری برای مسیحیان مسئله ای بسیار دشوارتر بود. از نظر ایشان، یهودیت مقدمه یا طلیعه دین خودشان و مسیحیت تحقق

یكی از پیامدهای همانندی سابقه و نگرش بین مسیحیت و اسلام، تعارض دراز میان دو تمدنی بوده است كه هویت خود را از آنها گرفته اند. وقتی آن دو دین در حوزه مدیترانه به یكدیگر رسیدند، چون هر دو مدعی بودند كه واپسین وحی الاهی به آنها رسیده است، معارضه پرهیزناپذیر بود _ معارضه ای كمابیش مداوم كه طی آن، نخستین هجوم عربان دامنه اسلام را با كشورگشایی به سوریه و فلسطین و مصر و شمال آفریقا و لااقل تا مدتی به جنوب اروپا رسانید كه همه در آن عصر جزء سرزمین های مسیحی بودند؛ بعد تاتارها اسلام را به روسیه و اروپای شرقی بردند و سپس ترك ها به بالكان. به هر یك از این پیشروی ها، مسیحیت پاسخی شدید داد: بیرون راندن عرب ها از اسپانیا، جنگ های صلیبی در نواحی شرق مدیترانه، شكستن آنچه روس ها در تاریخ خود آن را یوغ تاتار می نامند، و سرانجام حمله متقابل عظیم اروپا به سرزمین های اسلامی كه معمولاً امپریالیسم خوانده می شود.با این همه، در طول این دوره دراز معارضه و جهاد و جنگ صلیبی و تسخیر و بازپس گیری، مسیحیت و اسلام همواره رشته ارتباط را نگه داشتند، زیرا هر دو در اساس ادیانی از نوع واحد بودند. می توانستند با یكدیگر بحث كنند، مناقشه كنند، مناظره كنند. حتی فریاد خشم یكدیگر را درك می كردند. وقتی هر یك می گفت: «تو كافری و در آتش جهنم  خواهی سوخت»، دیگری دقیقاً می فهمید كه او چه می گوید، زیرا مقصود هر دو یكی بود. (بهشتشان ویژگی های متفاوت دارد، ولی دوزخشان عمدتاً یكی است.) ولی به گوش یك هندو یا بودایی یا كنفوسیوسی چنین ادعاها و اتهام ها تقریباً یا كلاً بی معناست.نحوه ای كه مسیحیان و مسلمانان به یكدیگر می نگریستند و یكدیگر را مطالعه می كردند، در مورد هر یك با دیگری تفاوت فاحش داشت. این امر دست كم از جهاتی معلول اوضاع و احوال متفاوت هر یك بود. مسیحیان اروپایی برای اینكه بتوانند كتاب آسمانی و ادبیات كلاسیك خود را بخوانند و با یكدیگر ارتباط برقرار كنند، از آغاز مجبور به آموختن زبان های خارجی بودند. از سده هفتم [میلادی] به بعد، حتی انگیزه بیشتری پیدا كردند كه نگاه خویش را به بیرون معطوف كنند، زیرا مكان های مقدسشان در زادگاه دین مسیح، در حیطه حكمرانی مسلمانان بود، و زیارت آنها تنها با اذن مسلمانان امكان پذیر می شد. مسلمانان چنین مشكلاتی نداشتند. اماكن مقدسشان در عربستان و در قلمرو فرمانروایی عرب ها بود، كتاب مقدسشان به عربی بود كه در سراسر تمدن اسلامی همچنین زبان ادب و علم و تحقیق و حكومت و تجارت به شمار می رفت. پس از تسخیر كشورهای جنوب غربی آسیا و شمال آفریقا كه مردم آن سرزمین ها نیز عرب مآب شدند و زبان و خط اجدادی خویش را فراموش كردند، عربی به طور روزافزون حتی زبان مراودات یومیه شد. در روزگاران بعد، زبان های اسلامی دیگری، به ویژه فارسی و تركی، پای به صحنه گذاشتند، اما در نخستین سده های شكل گیری، عربی فرمانروای یكتا بود.این تفاوت تجربه ها و نیازهای هر یك از دو تمدن، در نگرش آنها به یكدیگر منعكس است.

از قدیم ترین ایامی كه ثبت در تاریخ است، اروپائیان می كوشیدند زبان های رایج در كشورهای اسلامی _ و در راس آنها عربی را كه زبان پیشرفته ترین تمدن آن روزگار بود _ یاد بگیرند. بعدها و بیشتر به جهت فایده عملی، بعضی فارسی و به ویژه تركی را نیز آموختند. اهمیت تركی عمدتاً از این نشأت می گرفت كه عربی را در قلمرو عثمانی برانداخته و زبان حكومت و دیپلماسی شده بود. از قرن شانزدهم به بعد كرسی های استادی عربی در دانشگاه های فرانسه و هلند تاسیس شد. دانشگاه كیمبریج در ۱۶۳۲ و دانشگاه آكسفورد در ۱۶۳۶ صاحب نخستین كرسی عربی شدند. اروپائیان از آن پس دیگر برای دست یافتن به علوم عالی به عربی نیاز نداشتند، ولی به انگیزه كنجكاوی فكری و عقلی و شوق به شناخت تمدنی دیگر و راه و رسم آن به آموختن عربی همت می گماشتند. هنگامی كه سده هجدهم فرارسید، اروپا می توانست بنازد كه صاحب مجموعه ای شایان توجه از كتب و مكتوبات عالمانه درباره جهان اسلام است، شامل چاپ ها و ترجمه های آثار تاریخی و ادبی و دینی و نیز تاریخ های ادبیات و مذاهب و حتی تاریخ های عمومی كشورها و مردمان مسلمان و آداب و رسوم آنان. كتاب های دستور زبان و فرهنگ های عربی و فارسی و تركی از قرن شانزدهم به بعد در دسترس دانشوران اروپایی بود.

از نكات پرمعنا اینكه توجه بسیار بیشتری می شد به عربی، یعنی زبان كلاسیك و كتاب آسمانی اسلام، از فارسی و تركی، یعنی زبان های فرمانروایان جهان در آن روزگار. در طول سده نوزدهم دانشوران اروپایی و چندی بعد همچنین محققان آمریكایی، به این مهم روی  آوردند كه نوشته ها و زبان های مدفون و فراموش شده عهد باستان را از زیر خاك بیرون بیاورند و بخوانند و ترجمه كنند و از این راه یكی از فصل های درخشان تاریخ را بازیابند. اما كسانی كه از اینگونه كنجكاوی بهره ای نداشتند و بنابراین، از درك آن ناتوان بودند، از این فعالیت ها سر درنمی آوردند و در آنها به دیده بدگمانی می نگریستند.

جهان اسلام به علت فقدان انگیزه ای مشابه، به هیچ وجه كوچك ترین علاقه و توجهی به تمدن مسیحی نشان نمی داد. تحقیر و خوار داشت مردمان وحشی آن سوی مرزها در آغاز ممكن بود توجیهی داشته باشد، ولی پس از اینكه آن صفت دیگر صدق نمی كرد و حتی در روزگاری كه اطلاق آن كمترین وجه عقلی نداشت، باز هم به كار می رفت. گاهی استدلال شده كه توجه اروپائیان به عربی و زبان های دیگر شرق ملازم و مددكار _ یا اگر فاصله زمانی را در نظر بگیریم _ طلیعه و مقدمه امپریالیسم بوده است. اگر چنین باشد، باید عربان و تركان را از این گونه نیات تجاوزگرانه مبرا بدانیم. عرب ها هشتصد سال در اسپانیا بودند بی آنكه علاقه ای به آموختن اسپانیایی یا لاتین بروز دهند. عثمانی ها پانصد سال بر بخش بزرگی از جنوب اروپا فرمان می راندند، ولی در اغلب آن مدت هرگز زحمت یادگرفتن یونانی یا هیچ یك از زبان های رایج در بالكان یا اروپا را به خود ندادند كه به خوبی امكان داشت به كارشان بخورد و سودمند بیفتد. وقتی به مترجم نیازمند می شدند، از افراد جدید الاسلام یا دیگران از كشورهای مختلف استفاده می كردند.

تا هنگامی كه غرب به زور توجه بقیه دنیا را به خود جلب كرد، هیچ گونه «غرب شناسی» وجود نداشت. امروز نیز در آمریكا می توان نگرش هایی مشابه مشاهده كرد.در حال حاضر در غرب ما با چیزی دست به گریبانیم كه به نظر خودمان جنگ با تروریسم است و به عقیده تروریست ها جنگ با كفر. همچنین هستند كسانی در هر دو طرف كه ا ین جنگ را پیكار بین تمدن ها یا بین ادیان می دانند. اگر آنان درست بگویند _ و بسیاری چیزها موید آن نظر است _ باید تصدیق كرد كه برخورد این دو تمدن دارای هویت دینی نه تنها ناشی از اختلافات، بلكه همچنین برخاسته  از تشابهات آنها با یكدیگر است _ كه در این صورت، ممكن است امیدی به تفاهم بهتر در آینده وجود داشته باشد.

امید مهرگان:

۱- ما راست قامتان. دست های ما به نحو مناسبی كوتاه تر از پاهای ماست كه این خود نشانه متمدن بودن ماست. راست قامتی ای كه در مسیر دیالكتیكی تاریخ ساخته دست راست قامتان، قامت بسیاری را خم كرده است.به زعم ماركس، تعیین كننده ترین گام در گذار از میمون  به انسان این بود كه شیوه زندگی میمون ها به صورت حركتی روی زمین درآمد و آنها عادت استفاده از دست ها برای رفتن روی زمین را از دست دادند و راست قامت شدند. ماركس، تحلیلی شدیداً ماتریالیستی از گذار از میمون  به انسان و نقش كار در شكل گیری فرآیند تولید از ساده ترین تا پیچیده ترین شكل آن به دست می دهد و تمام تحلیل خود را مبتنی می كند بر تعامل توانایی ها و محدودیت های جسمانی انسان با شرایط عینی واقعیت پیش رو. آغاز تحلیل او، بررسی تكوین «دست» و رشد تدریجی مهارت های او بود. دست چیزی بود كه هم شی را تغییر می داد، یعنی «كار انجام می داد» و هم خود از طریق «كار» تكامل می یافت، بنابراین «دست نه تنها اندام كار، كه محصول كار نیز به شمار می رود.» (درباره تكامل مادی تاریخ. ماركس و انگلس خسرو پارسا. نشر دیگر. تمام نقل قول ها از فصل اول همین كتاب است.

ظریف تر شدن دست ها مدیون زمختی آن شی ای بود كه می بایست از خلال «كار» دگرگون اش می كرد و به خدمت خویش درمی آورد. اگر تاریخ را انسان می سازد، این كار را به یاری دست هایی می كند «كه دست هیچ میمونی قادر به تقلید آن نیست _ دست هیچ میمونی هرگز قادر به ساختن حتی خشن ترین نوع چاقوی سنگی نشده است.» دست ها می ساختند و ساخته می شدند. رابطه دست با زمختی و خشنی واقعیت مادی، از همان آغاز رابطه ای دیالكتیكی بوده است: «كار، انطباق با عملیات دائماً جدیدتر، وراثت  عضلات، نیام ها، و طی زمان های طولانی تر استخوان هایی كه تكامل خاص یافته اند، به كار رفتن این مهارت و ظرافت در عملیات جدید و بیش از پیش پیچیده، به دست انسان چنان درجه بالایی از كمال را دارند كه برای ساختن و پرداختن تصاویر رافائل و مجسمه های تور والدسن و موسیقی پاگانینی ضروری است.» دست از معدود چیز هایی است كه دلالت «استعاری» آن سخت به دلالت واقعی و عینی آن نزدیك است. آیا ماتریالیسم تاریخی، پژوهش در باب تاریخ تحول «دست» است؟در فیلم «۲۰۰۱، یك ادیسه فضایی» استنلی كوبریك، در اوایل فیلم صحنه ای را می بینیم كه در آن، یك انسانریخت تكه ای استخوان (ابزاری برای دفاع از خود) را با تمام قوا به سمت آسمان پرتاب می كند و این صحنه بلافاصله به صحنه ای برش می خورد كه در آن، یك فضا پیما در قعر كهكشان در حال حركت است. استخوان و فضاپیما در تصاویر كوبریك حجم و شكل واحدی دارند. بازنمایی فاصله چند میلیون سالی این دو ابزار در برشی چندثانیه ای، واجد تكانه ای تاریخی است و دلالت های فراوانی داد.

اگر پیشرفت را معادل سلطه انسان بر طبیعت و متعاقباً بر انسان بدانیم، این پیشرفت، بنابر روایت ماركس، در هیئت سلطه دست بر شی تجلی می یابد. دست ها برای ساختن تاریخ، به جست وجوی اشیا بودند. ولی اكنون تاریخ دست ساخته این انسان، اشیا را واداشته است كه به هر نحوی كه شده در جست وجوی دست های انسان باشند: در هیئت میلیون ها دستگیره. در زندگی روزمره، ما با انبوه دستگیره ها سروكار داریم، از دستگیره اتومبیل و انواع درها گرفته تا انواع زائد ه هایی كه در اشیا و ابزار های مختلف برای «گرفتن» و «كار كردن» با آنها تعبیه شده است. تقریباً تمام اشیای زندگی روزمره مدرن ما، جایی،




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

6f/2 (34282)

جمعه 5 آبان 1396 10:52 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

6f/2 (34282)

مقدمه

در باب مشاركت

مشاركت، همكاری و همیاری اصطلاحاتی‌اند كه از دیرباز همزمان با زندگی گروهی انسان ها به وجود آمده و گسترش یافته است. این اصطلاحات و كاربست آن‌ها بطور علمی، از انقلاب صنعتی خودنمایی نموده و در جوامع مختلف جنبه كاربردی آن تقویت گردیده است، با توسعه و گسترش سازمان‌ها، واحدها، مؤسسات اقتصادی، اجتماعی و اداری موضوع مشاركت نیز به نحوی گسترده تر تحت عنوان مشورت‌دهی و مشاوره به این سازمان ها و مؤسسات راه یافته و سرانجام به صورت مدیریت مشاركتی مطرح گردید.

از مدیریت مشاركتی به عنوان ابزاری جهت استفاده از ابتكار، خلاقیت، دانش كاركنان و به منظور بهینه كردن ثمره فعالیت آنان، از سوی مدیران استقبال شد و برای سود جستن از این ابزار، شیوه ها و روش‌های گوناگون ابداع گردید. هدف اساسی این سبك مدیریت، در تمامی این روش‌ها، شخصیت بخشیدن به نیروی انسانی و وارد نمودن او در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست گزاری‌ها و اداره سازمان بوده تا در بهینه نمودن نتایج حاصل از فعالیت ها سهیم و شریك باشد.

علی‌رغم وضوح و روشنی هدف‌های مدیریت مشاركتی، هنوز هم این شیوة مدیریت مخالفینی دارد و در میان اندیشمندان علم مدیریت معتقدینی وجود دارند كه نسبت به اندیشه مدیریت مشاركتی و نیز در مورد چگونگی اعمال آن انتقاد می‌كنند و آن را روش مؤثری جهت نیل به اهداف یاد شده نمی‌دانند.

نكتة مهم در این ارتباط آن است كه این قبیل انتقادها و مخالفت ها به هیچ وجه مانع گسترش این اندیشه نگردیده، بلكه موجب ایجاد و روش‌های جدیدی در زمینة استفاده از مدیریت مشاركتی شده و در واقع در جهت تكمیل آن به پیش رفته است، به نحوی كه امروزه اعمال مدیریت مشاركتی در سازمان ها و موسسات دولتی به عنوان ضابطه و معیار جدیدی از اداره امور این قبیل سازمان‌ها به شمار می‌رود.

تعریف‌های مشاركت

1- پیوند دو سویه، شازنده و سودمند میان دو تن یا بیشتر از دو تن.

2- فراهم آوردن و گستردن بستر نقد مشترك برای یافتن هدف‌های مشترك

3- دخالت دادن و درگیر شدن مردم در فراگردهای تصمیم‌گیری اقتصادی، اجتماعی ، و فرهنگی‌ای كه بر سرنوشت آنان اثر می‌گذارد.

مشاركت در تبیین تازه

1-گوش دادن به سخن دیگران، به ویژه زیردستان

2- فراهم آوردن احساس مالكیت در اندیشه و فرآورده

3- در هم شكستن سكوت و خاموشی

4- از میان بردن حاشیه نشینی

5- پروردن و اختیار دادن

فواید مشاركت كاركنان

1- از افكار سازنده كاركنان استفاده می شود.

2- مقاوت در برابر تغییر را تخفیف می‌دهد.

3- علاقه به كار را افزایش می‌دهد.

4- به تقویت روحیه كاركنان كمك می‌كند.

5- سبب تقویت هم كاری در چاره یابی مسائل مجموعه و مشاركت در تصمیم‌گیری در پایین ترین سطوح

6- به كاركنان امكان آشنایی با افكار خوب دیگران را داده و لذا شناخت شخصی آنها را افزایش می‌دهد.

با اجرای نظام مشاركت زمینه مناسب برای استفاده از گوهر ارزشمند تجربیات كاركنان فراهم می‌آید.

مشاركت در تمثیل و مثل

« آن‌ها دو تا بودند همراه، ما ده تا بودیم تنها »

آورده اند گروهی عزم سفر كردی، در بین راه دزدان بدانها در آویختند و آن گروه مغلوب دزدان شدند، و اموال ایشان به تاراج رفت.

شكایت به داروغه بردند.

داروغه چون ماجرا بشنید در تعجّب شد و گفت :

شما در كثرت و این دو در قلت چگونه شكست خوردید!؟

یكی پاسخ گفت : ما ده نفر بودیم تنها و آن‌ها دو نفر بودند همراه.

جنبه های مشاركتی

اگر جماعتی با وجود كثرت نفرات در كارها با هم متفق نباشند و پشت یكدیگر را نداشته باشند، در كارشان ناموفق هستند.

امام علی (ع) :

« مقام تجربه از علم بالاتر است. »

« مشاركت عملی »

پیرمردی چند پسر داشت. روزی همة آنها را دور هم جمع نمود و به دست هر یك قطعه چوبی داد و از آنها خواست آنرا بشكنند.

هر یك از آنها به راحتی اینكار را انجام دادند و چوبها را شكستند. آن‌وقت این چوب‌ها را به هم بست و از آن‌ها خواست كه آن را به دو نیم نمایند.

هر یك از پسران با وجود تلاش فراوان موفق به شكستن بسته چوب نشدند، آن‌وقت پیرمرد رو به فرزندان نمود و گفت : اگر با هم متحد نباشید مانند آن تكه چوب تنها بزودی از پا در خواهید آمد و اگر با هم متحد باشید هیچ قدرتی قادر به شكست شما نخواهد شد.

پیشنهاد بزرگ از مردان كوچك

در یكی از روستاها در سال‌های بسیار دور، بر اثر باد و طوفان كوه ریزش كرد و سنگ بزرگی جادة ارتباطی روستا با شهر را قطع نمود. اهلی روستا هر چه تلاش كردند موفق نشدند سنگ را از بین راه بردارند. یكی از نوجوانان روستا كه نظاره گر تلاش‌ اهالی بود گفت : به جای این كار زمین را بكنید. كسی به حرف او توجه ننمود اما پس از مدتی تلاش آنان بی ثمر ماند. پس به این فكر افتادند كه حرف نوجوان را عملی نمایند و شروع به كندن زمین نمودند. وقتی زیر سنگ بزرگ خالی شد سنگ خود به خود در چاله افتاد و راه ارتباطی باز شد.

امام علی (ع) :

هرگاه كار مهمی برایت پیش آمد و نیاز به مشورت داشتی نخست با جوانان مشورت كن زیرا آنان تیزهوش تر و در فهم مطالب سریعترند، سپس از پیران بخواه تا آنان چاره‌جویی نموده و بهترین راه را برگزینند، چراكه آن ها تجربه شان بیشتر است.

ریشه مشاركت در فرهنگ مازندران

1) اَتّا دست صِدا نِدارنِه :

( یك نفر به تنهایی قادر به انجام همة كارها نیست )

2) دَستِ جَمعیت بِلِنده :

( با مشاركت همدیگر توانمندی در امور كارها بیشتر می‌شود )

3) بِجای دَست كَلِه رِه كار بَزِن

(بكارگیری فكر و اندیشه برتز از زورِ بازوست )

4) با یك گل بِهار نَوونِه :

( تعدد افكار باعث تحول می‌شود )




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

6f/2 (34872)

جمعه 28 مهر 1396 11:05 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

6f/2 (34872)

اسحاق نیوتن

خانواده و دوران کودکی

ایزاک نیوتن که در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده‌ای است که افراد آن کشاورز مستقل و متوسط الحال بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می‌زیستند. نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را نتواند به پایان برد. پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در 30 سالگی و قبل از تولد فرزندش در گذشت. پدرش مردی بوده است ضعیف ، با رفتار غیر عادی ، زودرنج و عصبی مزاج مادرش هانا آیسکاف زنی بود مقتصد ، خانه داری بود صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت آیزاک دوره کودکی شادی نداشت.او سه ساله بود که مادرش با بارناباس المیت کشیش مرفه با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد. جدایی از مادر ظاهرا سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریبا مسلم است که رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شکل داد. نیوتن هیچگاه ازدواج نکرد اما یکبار (شاید هم دو بار) نامزد کرد به نظر می‌آمد که تمرکز او منحصرا روی کارش بود نه سالی که نیوتن در وولستورپ جدا از مادر گذرانید. برای وی سالهای دردناکی بود، داستانهایی بر سر زبان است که نیوتن جوان از قبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می‌کرد، از دور ببیند. آموزش ابتدایی رسمی نیوتن در دو مدرسه کوچک دهکده‌های اسکلینگتن و راچفورد صورت گرفته بود که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند.

کشف استعداد

چنین به نظر می‌رسد که اول بار دایی او که کشیشی به نام ویلیام آیسکاف بوده است متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد. بدین ترتیب ویلیام آیسکاف مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریج (که خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود) بفرستد. زیا مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه به او کمک کند، در این هنگام نیوتن 15 ساله بود. کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده ، به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود.نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی ، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می‌کرد. نیوتن در یکی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد. افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است، اما بهترین دوست من حقیقت است او از کارهای دکارت در هندسه تحلیلی شردوع کرده سریعا تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود، در آوریل 1665 که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت، دوره آموزشی او که می‌توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید.در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد. نیوتن به زادگاه خود مراجعت کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت، زیرا تمام کتابها و جزوه‌های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده نماید. در این هنگام نیوتن بیش از 22 سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت درباره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود، نیوتن ضمن دو سالی که در وولستورپ بود حساب عناصر بی نهایت کوچک قانون جاذبه عمومی را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت.

داستان سیب نیوتن

این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می‌آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد: چرا سیب به پایین و نه بالا سقوط می‌کند؟ و چرا ماه بر زمین نمی‌افتد؟ این اندیشه‌ها بعدها او را به کشف قانون نیروی گرانش رهنمون شدند، هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد، در واقع یکی از قانونهای فیزیک را کشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست.

کشفیات نیوتن

قانون نیروی گرانش او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک مزروعی مادرش ، طی 18 ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در طول عمر خود دست می‌یابند، دست یافت. او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد. او در باره نور و رنگهای آن پژوهش کرد، دلیل جزر و مد را کشف کرد، قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص داد و معادله‌هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد. در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد، بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند.

روزی که او منشوری را در دست گرفت و اجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن بتابد. او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه‌ای منحرف می‌شود و به 7 پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می‌شود، آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می‌شوند و عبارتند از: سرخ ، نارنجی ، زرد ، سبز ، آبی ، نیلی و بنفش.او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی 18 ماهه به انجام رسانید بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برساند و 3 سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد. او همچنین نخستین دوربین نجومی آینه‌ای را ساخت تلسکوپ آینه‌ای رصدخانه مونت پالومار در کالیفرنیا نیز ، که آینه آن 5 متر قطر دارد بر اساس اصول و قواعد نیوتن بنا شده است.

دوران میان سالی و بیماری نیوتن

نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد. از دو ناراحتی عصبی که نیوتن پیدا کرد، اولی ظاهرا در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود. در این دره وی مدت 6 سال از هر گونه مکاتبه مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید، به هر صورت عالم کیهانی بود. دوران مابین 1684 و 1686 از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد، در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وا دارد که اکتشافات خویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد.در سال 1687 در 45 سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون در باره حرکت را در کتابش که به زبان لاتین نوشته شده بود با خرج هالی منتشر کرد. نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با بکار بردن قوانین علم الحرکات و قانون جاذبه عمومی فرو رفتگی زمین را در دو قطب آنکه نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می‌باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه در صدد برآمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد. نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان بدست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم تو خالی که به سطوح مروی متحدالمرکز و متجانس محدود شده باشد، نمی‌تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیر مشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند.نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامی که به 50 سالگی رسید نزدیک می‌شد به سختی مریض و بستری شد، بطوری که از هر گونه قوت و غذایی بیزار شد و دچار بی‌خوابی مفرط گردید که به تدریج به بی‌خوابی کامل تبدیل شد. خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشار یافت. لیکن بعد از آنکه خبر بهبودی او را دادند دوستانش شادمان گردیدند. حکومت بریتانیا به منظور قدر دانی از خدمات این دانشمند بزرگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطاء کرد و او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه دار کل سلطنتی منصوب شد، منصبی که تا آخر عمرش آن را حفظ کرد.در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز انتخاب شد، در سال 1705 اعلی حضرت ملکه آن (ملکه انگلستان) به وی عنوان سر اعطاء کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او در ضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال.

نیوتن از نگاه خودش

وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته‌اش از آن این خلاصه را بدست داد: من نمی‌دانم به چشم مردم دنیا چگونه می‌آیم، اما در چشم خود به کودکی می‌مانم که در کنار دریا بازی می‌کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می‌کند. در حالی که اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است، آخرین روزهای زندگی وی تأثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است. اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی‌بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه‌های دیگری بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می‌افزاید.

وداع با دنیا

در آخرین روزهای زندگی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727 در 84 سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاک سپرده شد. برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده‌اند. بدون تردید می‌توان گفت در تاریخ بشریت نامی از مافوق نیوتن وجود نداشته و هیچ اثری از لحاظ عظمت و بزرگی مانند کتاب(اصول) او نخواهد بود.



قیمت: 100 تومان



دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

فایل-تحقیق/a (1)

جمعه 28 مهر 1396 11:02 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

فایل-تحقیق/a (1)

مفاهیم کلی
به طور کلی نرم افزارهای کامپیوتر به دو گروه تقسیم می‌شوند:یکی برنامه‌های سیستمی که عملیات کامپیوتر را مدیریت می‌کنند و دیگری برنامه‌های کاربردی .سیستم عامل (operating system=os) اصلی ترین برنامه سیستمی است که به عنوان رابط بین کاربر و سخت افزار کامپیوتر عمل می‌کند . سیستم عامل دو وظیفه (یا هدف) اصلی دارد:

سیستم عامل استفاده از کامپیوتر را ساده می‌سازد. این بدان معناست که مثلاًکاربر یا برنامه نویس بدون درگیر شدن با مسائل سخت افزاری دیسکها به راحتی فایلی را بر روی دیسک ذخیره و حذف کند . این کار در واقع با به کاربردن دستورات ساده‌ای که فراخوان های سیستمی (System Calls) را صدا می‌زنند انجام پذیرد .در صورت عدم وجود سیستم عامل کاربرو یا برنامه نویس می‌بایست آشنایی کاملی با سخت افزارهای مختلف کامپیوتر (مثل مونیتور ,فلاپی , کی بورد و غیره) داشته باشدو روتین‌هایی برای خواندن و یا نوشتن آنها به زبانهای سطح پائین بنویسد. از این جنبه به سیستم عامل با عنوان ماشین توسعه یافته(Extended machine) یا ماشین مجازی (Virtual machine) یاد می‌شود که واقعیت سخت افزار را از دید برنامه نویسان مخفی می‌سازد.

وظیفه دوم سیستم عامل مدیریت منابع(Resource Management) می‌باشد, یعنی سیستم عامل باعث استفاده بهینه و سودمند (اقتصادی) از منابع سیستم می‌گردد. منظور از منابع پردازنده‌ها ,حافظه‌ها ,دیسکها,ماوس ها , چاپگرها , فایلها , پورتها و غیره هستند. یک سیستم کامپیوتری منابع نرم افزاری و سخت افزاری بسیار دارد که ممکن است در حین اجراء برنامه لازم باشند , سیستم عامل همانند مدیر منابع عمل کرده و آنها را بر حسب نیاز به برنامه‌های مشخصی تخصیص می‌دهد. سیستم عامل معمولا اولین برنامه‌های است که پس از بوت شدن در حافظه بار می‌شود. پس از بار شدن قسمتی از سیستم عامل بطور دائم در حافظه باقی (Resident)می‌ماند. قسمتهای دیگر با توجه به کاربرد کامپیوتر توسط کاربر از دیسک به حافظه آورده می‌شود. به قسمت اصلی سیستم عامل که وظایف مهم آن را انجام می‌دهد هسته یا Kernel گفته می‌شود. هسته سیستم عامل برنامه‌ای است که در تمامی اوقات بر روی کامپیوتر در حال اجراست. سیستم عامل و معماری کامپیوتر اثر زیادی بر روی یکدیگر داشته‌اند. یعنی جهت سهولت کار با سخت افزارهای جدید, سیستم عامل‌ها توسعه یافتندو همچنین در اثنای طراحی سیستم عامل‌ها , مشخص شد که تغییراتی در طراحی سخت افزار می‌تواند سیستم عاملها را ساده تر و کارآمدتر سازد . هر چند که تطبیق نسلهای کامپیوتر با نسلهای سیستم عامل کار درستی نیست ولی این تطبیق که در ادامه انجام می‌دهیم علت ایجاد سیستم عاملهای جدید را مشخص می‌سازد.تطابق تکنیکهای سیستم عامل با نسل های کامپیوتر:
در نسل اول کامپیوترها (55-1945) که از لامپ خلأ برای ساخت آنها استفاده می‌شد,زبانهای برنامه نویسی (حتی اسمبلی)ابداع نشده بودند و سیستم عامل نیز اصلاً وجود نداشت . روند کار به این صورت بود که برنامه نویسان تنها در یک فاصله زمانی مشخص حق استفاده از کامپیوتر بزرگ و گران قیمت را داشتند.آنها برنامه‌های خود را توسط تخته مدار سوراخدار (و بعدها توسط کارتهای پانچ) و به زبان ماشین به کامپیوتر می‌دادند. اکثر برنامه‌های محاسبات عددی معمولی مانند جداول سینوس و کسینوس بود.

سیستم های دسته ایBatch system

سیستم های چند برنامه ایMulti programming

سیستم spooling

سیستم اشتراک زمانیTime sharing

سیستم عاملهای کامپیوتر های شخصی و شبکه

سیستم های توزیع شدهDistributed system

سیستم ها ی چند وظیفه ایMulti tasking

سیستم های چند پردازندهای Multi processing

سیستم های بی درنگReal Time ساختار سیستم عامل

خدمات و مولفه های سیستم عامل:

مدیریت پردازش در سیستم عامل در سیستم عامل

مدیریت حافظه در سیستم عامل

مدیریت فایل در سیستم عامل

مدیریت ورودی- خروجی در سیستم عامل

مفسر فرمان

وقفه در سیستم عامل

فراخوانی سیستمی انوع سیستم عامل از نظر ساختار

تکنیک سیستم یکپارچه

تکنیک سیستم لایه ای

سیستم مجازی در سیستم عامل

سیستم مشتری –خدمتگزار

زبان های پیاده سازی سیستم عامل پردازش و زمابندی

پردازش در سیستم عامل

حالات یک پردازش

بلوک کنترلی پردازش

نخ«بند-رشته)

زمان بندی در سیستم عامل

انواع زمانبندیها در سیستم عامل

معیار های زمانبندی در سیستم عامل انواع زمانبندی ها
اولویتها می‌توانند بصورت اتوماتیک توسط سیستم نسبت داده شوند و یا از خارج سیستم تعیین گردند, مثلاً ممکن است یک کاربر کار فوری داشته باشدو حاضر باشد به خاطر بدست آوردن سرویس بالاتر هزینه بیشتری بپردازد , یعنی اولویت را بخرد . یک اولویت ممکن است استاتیک باشد یا دینامیک . اولویت استاتیک تغییر نمی‌کندو بنابراین پیاده سازی آن ساده است . ولی این نوع اولویت در مقابل تغییرات محیطی عکس العملی نشان نمی‌دهد . برعکس اولویت دینامیک بر اثر تغییرات محیطی تغییر می‌کند مثلا ً ممکن است در آغاز یک برنامه اولویت پائینی داشته باشد ولی به تدریج اولویت آن بهبود یابد.
فراخوانی سیستمی
فراخوان های سیستمی رابط ما بین سیستم عامل و برنامه‌های کاربردی می‌باشند. در زبان سطح بالایC)) و ((پاسکال مستقیماً می‌توان این فراخوان‌های سیستمی را به کار برد. از فراخوانهای سیستمی عبارتند از:

مدیریت پردازشها: مانند ایجاد و اتمام پردازش , بارگذاری و اجرای پردازش در سیستم عامل , تخصیص و آزاد کردن حافظه و غیره.

مدیریت فایلها و فهرستها: ایجاد و حذف فایل , باز وبسته کردن فایل , خواندن و نوشتن , تغییر صفات فایل و غیره

مدیریت وسایل: درخواست و رهاسازی وسیله,خواندن و نوشتن در وسیله وغیره

بدست آوردن اطلاعات : خواندن و تنظیم تاریخ و زمان, خواندن زمان استفاده از سیستم توسط کاربر,تعداد کاربران , میزان فضای آزاد حافظه یا دیسک , نسخه سیستم عامل وغیره. اکثر سیستم عامل (مثل UNIX,DOS) به وسایل I/O مشابه فایلها نگاه می‌کنند و ابزارهای I/Oبا نامهای فایلهای ویژه شناخته می‌شوند. در این حال برای کار با وسایل I/O می‌توان از همان دستورات readو write فایلها استفاده کرد.اگر چند منبع در یک لحظه همزمان سیگنال وقفه را ارسال کنند,CPUبا تکنیکهایی آنها را اولویت بندی کرده و سپس بر اساس اولویت سرویس می‌دهد.CPU به جای تکنیک وقفه در سیستم عامل می‌تواند با تکنیک سرکشی (polling) متوجه شودکه کدام وسیله به سرویس دهی نیاز دارد. دراینحالت ثباتهای کنترلی دستگاههای جانبی مرتباً چک می‌شود تا نیاز سرویس دهی آنها مشخص گردد. این روش باعث اتلاف وقت CPU می‌گردد.
حافظه های ثانوی با حافظه اصلی سیستم چه تفاوتها یی دارند؟

حافظه اصلی سیستم :(Main Memory)

سریع (fast) چون الکترونیکی میباشد

کوچک (small) چون قیمت آن بالا می باشد

فرار (Volatile) در صورت قطع برق پاک میشود

سرعت دسترسی به داده: حدود 12 نانو ثانیه

حافظه ثانوی :(Secondary Storage)

کند (Slow) چون اجزائ مکانیکی دارد

بزرگ (Large) چون قیمت آن ارزان است

ثابت و پایدار (Stable & Persistent) در صورت قطع برق پاک نمیشود

سرعت دسترسی به داده: حدود 30 میلی ثانیه

مقایسه اختلاف زمان دسترسی به این دو حافظه بکمک یک مثال:

زمان جستجوی داده در ایندکس یک کتاب (20 sec)

زمان جستجوی همان داده بدون ایندکس در یک کتابخانه بزرگ (58 days)

بنابراین دو هدف اصلی این درس چه خواهد بود؟

پایین آوردن زمان دسترسی به داده در حافظه ثانوی

پایین آوردن فاصله میان داده های مرتبط با یکدیگرساختارهای حافظهبه هر وسیله که توانایی نگهداری اطلاعات را داشته باشد، حافظه می گویند. حافظه یکی از قسمت های ضروری و اساسی یک رایانه به شمار می رود. همان طور که انسان برای نگهداری اطلاعات مورد نیاز خود علاوه بر حافظه درونی خویش از ابزارهای مختلف دیگری همانند کاغذ، تخته سیاه، نوار ضبط صوت، نوار ویدیو و … استفاده می کند رایانه هم می تواند از انواع مختلف حافظه استفاده کند. به طور کلی دو نوع حافظه داریم : 1- حافظه ((اصلی)) که به آن ((حافظه اولیه)) و ((درونی)) می گویند . 2- حافظه ((جانبی)) که به آن ((حافظه ثانویه)) و ((کمکی)) می گویند .
الف ) حافظه اصلی :کلیه دستورالعمل ها و داده ها، برای این که مورد اجرا و پردازش قرارگیرند اول باید به حافظه اصلی رایانه منتقل گردند و نتایج پردازش نیز به آنجا فرستاده شود. حافظه اصلی رایانه از جنس نیمه هادی ( الکترونیکی ) است و در نتیجه، سرعت دسترسی به اطلاعات موجود در آنها در مقایسه با انواع دیگر حافظه بالاست و قیمت آن نیز گرانتر است. حافظه‌های اصلی نیز به دو دسته تبدیل می شوند (ROM، RAM) . حافظه فقط خواندنی ( ROM) Cpu معمولاً اطلاعات موجود در این نوع حافظه را تغییر نمیدهد، بلکه فقط می تواند آن را بخواند. هنگام خاموش شدن نیز این اطلاعات از بین نمی‌رود و ثابت می ماند. برنامه BIOS که وظیفه آزمایش و راه اندازی قسمت های مختلف رایانه را به هنگام روشن شدن سیستم برعهده دارد در این نوع حافظه قرار داده می‌شود. حافظه‌های فقط خواندنی انواع مختلفی دارند :
PROM : در این نوع حافظه فقط خواندنی، داده ها و دستورالعمل ها را می توانیم روی آن فقط یک بار به وسیله PROM Programmer ذخیره کنیم اما بعد از آن قابل تغییر نیستند .
EPROM : این حافظه در واقع PROM قابل پاک شدن است.




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

فایل-تحقیق/a (10)

جمعه 28 مهر 1396 11:00 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

فایل-تحقیق/a (10)


تاریخچه
نیلس بور (Niels Bohr)، 1885-1962 فیزیكدان نظری دانماركی، مدیر موسسه فیزیك نظری (حالا موسسه نیلس پور) در كپنهاك). مطالعات خود را در انگلستان تحت نظر ج.ج. تامسون و رادرفورد به انجام رسانید. پس از تدوین نظریه «قدیمی» ساختار اتم خود كه به همین اعتبار در سال 1922 جایزه نوبل دریافت كرد، نقش پیشاهنگ در پیشبرد و تفسیر و تعبیر نظریه كوانتومی «جدید» كه بر پایه مكانیك موجی استوار است، بازی كرد. بعداً توجه بور به فیزیك هسته ای معطوف شد، كه در این حوزه سهم خود را با ارائه مدل قطره ای هسته، مدل مركب مربوط به واكنشهای هسته ای، و همراه با آ. ویلر، نخستین تحلیل نظری از فرایند شكافت هسته ای، ادا كرد. وی در بنیانگذاری مركز اروپایی تحقیقات هسته ای (سرن) بسیار موثر بود. پس از مرگ بور، پسرش ایگ نیلس بور(1922-) به عنوان سرپرست موسسه نیلس بور جانشین وی شد، و در سال 1975 (همراه بك بن موتلسون ، 1926 – ، و جیمز رین واتر، 1917-)، به خاطر كار در زمینه ساختار هسته، موفق به دریافت جایزه نوبل شد.
این اصل موضوع با اندكی اصلاحات ویرایشی، از خلاصه نهایی سه مقاله بور در:
(1913) 857-479-1-26.Mag.Phil برگرفته شده است. در مقاله اول از این مجموعه مقالات، بور ابتدا كوانتش انرژی را با استدلال نسبتاً مغشوشی در خصوص بسامد تابیده شده هنگامی كه الكترون كه در ابتدا نامقید است و سپس در یك مدار مقید قرار می گیرد، استنتاج می كند؛ كوانتش تكانه زاویه ای فقط به صورت یك چاره اندیشی جلوه گر می شود.
نیلز بوهر- متولد 7 اكتبر 1885، كپنهاگ و فیلتر هنریك دیوید بوهر كه اولین كسی بود كه تئوری كوآنتومی ارائه كرد، كه انرژی محدود است از یك سیستم به میزان فاصله ای خاص، و مشكل ساختار اتمی و مولكولی برای این كار او جایزه نوبل فیزیك را در 1922 دریافت كرد. او به اصطلاح تئوری بوهر در مورد اتم و مدل مایع را هسته اتم را گسترش داد.
Chaptery:
دیدیم كه فیزیك كوآنتومی به انرژی تابشی الكترومغناطیسی می پردازد – كه به آن نور گفته میشود.
اما در آغاز ما گفتیم كه فیزیك كوانتومی به ما می گوید كه اجسام ماده توسط فیزیك كوانتومی توصیف می شود پس ماده چیست؟ از قضا نیلز بوهر از قضا ماده است. بوهر یك فیزیكدانی بود كه والدینش هر دو دانشمند بودند. ظاهراً نیلز جوان در جوی مطلوب برای علم رشد یافته بود. او دكترایش را در 1911 از دانشگاه كپنهاگ دریافت كرد.
توضیحی درباره این نظریه و مدلهای اتمی دیگر
بنابر فیزیك كلاسیك، اتم هسته ای را در فورد، دچار یك عدم پایداری جدی است. از آنجا كه الكترونهای منفی تحت تاثیر ربایش الكتریكی هسته مثبت قرار دارند، نمی توانند در فاصله ای معین از هسته در حالت سكون باقی بمانند؛ بلكه باید در مداری حول هسته بگردند، شبیه گردش شتابدار امواج الكترومغناطیسی تابیش می كند و به این وسیله انرژی از دست میدهد. یك محاسبه ساده نشان میدهد كه به عنوان پیامدی از این اتلاف انرژی، الكترونی كه هسته، مثلاً یك اتم هیدروژن را دور می زند با حركتی مارپیچی به دورن اتم میرود و در مدتی كمتر s10-10به هسته برخورد می كند. یعنی، اتم ناپایدار است، تقریباً فوراً می رمید. به علاوه در داخل این فرایند رمبش، همراه با هر چه سریعتر شدن سرعت چرخش الكترون به دور هسته، برخورد میكند. یعنی ، اتم ناپایدار است، تقریباً فوراً می رمبد. به علاوه، در خلال این فرایند رمبش، همراه با هر چه سریعتر شدن سرعت چرخش الكترون به دور هسته، فورانی از امواج الكترومغناطیسی با بسامدی پیوسته افزاینده (شبیه صدای «جیغ مانند و تیز» آلات موسیقی) گسیل میدارد. این تصویر با حقایق در تعارض شدیدی است: اتمهای هیدروژن بسیار پایدارند، اصلا گرایشی به رمبیدن ندارند؛ و وقتی تابش گسیل می دارند، طیف آنها دارای یك دسته بسامد گسسته است، نه گستره پیوسته ای از بسامدها.
در سال 1913 نیلس بورگام جسورانه ای را درجهت حل این مشكلات برداشت. وی پیشنهاد كرد كه مدارها و انرژیهای اتم هیدروژن كوانتیده اند، یعنی فقط مدارها و انرژیهای گسسته معینی مجازند. این كوانتش حاكی از آن است كه قوانین مكانیك كلاسیك و الكترومغناطیس كلاسیك در مقیاس و سطح اتمی غیر قابل كاربردند، و قوانین نوینی باید به جای آنها بنشیند، یا تكمیلشان كنند، بور این قوانین جدید مكانیك اتمی را به قرار زیر خلاصه كرد.
با نگاه كردن به ابتدای زندگی علمی نیلز بوهر كه "تئوری اتمی" ماده – كه گفته می شود ماده از اتمهای ریز تشكیل شده است كه از حاشیه به قلب فیزیك درزمان بسیار كوتاهی وارد شد. پایان نامه دكترای بوهر ضعف فیزیك كلاسیك برای شرح رفتار ماده در تراز اتم پرداخته بود.
در قرن 19 و فیزیكدانانی كه ب ارزش تئوری اتمی پی برده بودند، نظرشان در مورد اتم به عنوان یك خرده جزء غیر قابل تقسیم و غیر قابل مشاهده از ماده و كوچكترین واحد ممكن كه ماده می توانست به آن تفكیك شود. در آزمایشات به تاثیر نورابرقی پرداختند، در طول دیگر مشاهده است، به جرئت پیشنهاد كردند كه اتم دارای ساختار داخلی است، از آن زمان به بعد ذرات كه الكترون نامیده نشدند، از آنها خارج شدند.
مدل را در خورد و نقطه ضعفهای آن
مدلی از اتم بوسیله یك فیزیكدان انگلیسی ارنست رادرفورد در 1911 توصیف شد، و آن به عنوان مدل سیستم خورشیدی شناخته شد. آن بسیاری ساده است، و هنوز برای تدریس

ساختار اتمی ابتدایی به دانش آموزان استفاده می شود.

یك اتم شامل یك هسته مركزی است. این هسته دارای بارهای مثبت، پروتون، و بدون بار الكتریكی نوترون است.

الكترونها با بار منفی اطراف هسته در مدار معین در حال چرخیدن هستند.

خود مدارها می توانند در هر فاصله ای از هسته مركزی باشند.

درهر اتم شمار پروتونها برابر با شمار الكترونها است، و بنابراین از نظر الكتریكی خنثی است.را درخورد از قانون حركت كه قبلاً توسط ایساك نیوتن برای توصیف اتم به كار برده شده بود، استفاده كرد. برطبق توصیف رادرفورد، الكترون یك اتم می تواند یكی از شمار بی پایان مدارها را اشغال كند، براساس قانون نیوتن، مشكلاتی در توصیف رادفورد از اتم از ابتدا وجود داشت. اجازه بدهید دوایراد نظریه رادرفورد را پیدا كنیم.1- ناپایداری ذاتی اتم
بر طبق نظریه رادرفورد، الكترونها می توانند دور مدار هسته در هر فاصله ای حركت كنند. وقتی حلقه الكترونهای اطراف هسته، دائماً مسیرشان را تغییر میدهند. بر اساس الكترودینامیك كلاسیك (كه به حركت الكترونها می پردازد) چنین الكترونهایی كه دائماً هم مسیرشان را و یا سرعتشان را تغییر میدهند یا هر دو باید به طور پیوسته اشعه ساطع كنند.
2- طیف اتمی
توصیف رادرفورد از اتم نمی توانست كاملاً صحیح باشد زیرا بعضی مشاهدات كه تقریباً به دست آمده بود را توضیح نمیداد. شاید مهمترین این مشاهدات به رفتار گازهای خاص می پرداخت. این گازها در فشار كم نور ساطع میكنند در یك مجموعه از فرزهای مجزا از طیف الكترومغناطیسی.
این كاملاً متفاوت از ساطع شدن نور توسط ماده جامد است، كه به طور یكنواخت در میان طیف الكترومغناطیس پخش می شود. تابش نور از این گازها مهم بودند زیرا آنها نشان می دادند كه حداقل تحت بعضی شرایط، مدارهای الكترون نمی توانستند در هر فاصله ای از هسته باشند، محدود به فواصل مجزا بودند.
اگر الكترونهای این گازها آزاد بودند تا در هر فاصله ای بچرخند، سپس نور ساطع شده از آنها به صورت یكنواخت در میان طیف الكترومغناطیس پخش می شد. در عوض، آنچه آزمایشگران دیدند این بود كه نور این گازها نشاندهنده یك مرز واضح بود.
می توان گفت كه نور ساطع شده تنها در یك مجموعه خاصی از طول موجها دیده می شد، با فضای خالی در بین آنها این مرز نوری برای هر گازی متفاوت بود، و فهمیدند كه به ویژگی اتم بستگی دارد.
امروزه، ستاره شناسان از این مرز نوری برای شناسایی عناصر موجود در ستاره ها استفاده می كنند.
توضیح بوهر
نیلز بوهر این مشكل را فوری غنیمت شمرد و از آن برای پیشنهاد توصیف كمیت اتم استفاده كرد.
1- بوهر پیشنهاد داد كه در چرخش هسته اتم، الكترونها تنها مدارهای مجزای خاصی را می توانند اشغال كنند، كه به آن تراز انرژی میگویند. بوهر از معادلات مكس پلنكس در تابش كوآنتوم آنچه این مدارهای مجزا می توانستند باشند، استفاده كرد.
تا زمانیكه الكترونها در این تراز انرژی بمانند، آنها پایدار هستند.
2- بوهر گفت الكترونها تنها زمانی الكترون میدهند یا می گیرند كه سطح انرژی شان را تغییر دهند. اگر آنها به بالا حركت كنند، انرژی میگیرند، و اگر به پائین حركت كنند، انرژی آزاد می كنند. این انرژی در بسته های مجزا بهنام "فوتون" منتشر می شود.
3- علاوه بر این، بوهر همچنین بیان كرد كه یك الكترون كه در تراز انرژی طبیعی خودش نیست (به بیان دیگر، در سطح بالاتری از تراز انرژی برانگیخته شده) همیشه باید به حالت پایدار برگردد.
بوهر طیف نوری گازها را به عنوان انتقال الكترونها در ترازهای مختلف انرژی تغییر كرد. این كاملاً در مورد اتم هیدروژن اثبات شد، و درستی آن درك شد.
فرمول بور بسیار خوب با مشاهدات موقعیت مرزها تطابق داشت.
این توضیح كه الكترونها می توانند تنها مدارهای خاصی را اشغال كنند مدل صدفی اتم نامیده می شود، زیرا بور مدارهای ممكن الكترون را به عنوان اوربیتال یا صدف توصیف كرد.
وقت یك اتم از یك گاز انرژی آزاد میكند، یك الكترون به سمت مدار پایین تر حركت میكند، و زمانیكه یك اتم انرژی بدست می آورد، یك الكترون به سمت بالا و سطح انرژی بیشتر حركت میكند اما این مدارها یاصدف از یكدیگر مجزا هستند. مدارها صاف و هموار نبودند، پیوسته مجموعه ای از پیشامدها به عنوان یك یافته در دنیای معمولی، اما بیشتر یك مجموعه از حالتهای مشخص مجزا از یكدیگر، بیشتر شبیه تفكیك كوانتوم از تابش الكترومغناطیس كه پلنك كشف كرد. این منجر به مرزهای آشكار در طیف می شود.
برای اولین بار فیزیك كوآنتومی به ماده پرداخت.
آیا فرضیه بور كاملاً اتفاقی بود؟
بله




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

gl/l (1272)

پنجشنبه 20 مهر 1396 06:05 ب.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

gl/l (1272)

موضوع مقاله: رفتار اخلاقی در سازمان

استاد محترم: جناب آقای دکتر منشی زاده

مربوط به درس مدیریت رفتار سازمانی

کار کردن با مردم

«انسان مرکز و مقیاس همه چیز است.»

ارنسستو ایمباساهی دوملو

«اگر هر دشواری را یرف بشکافید، سرانجام به «مردم» خواهید رسید.»

جی واتسون ویلسون

سازمانها نظامهای اجتماعی هستند. اگر کسی بخواهد در آنها کار کند یا به کارگردانی آنها بپردازد، بایسته است که به شیوه کار کردن آنها آگاهی یابد. سازمانها دانش و انسان – فن شناسی و انسانیت – را با هم در می آمیزند. فن شناسی به تنهایی پدیده ای دشوار است، ولی زمانی که انسان را به آن بیفزاییم یک نظام اجتماعی پیچیده به دست می آید که پی بردن به آن را کمابیش دشوار می سازد. با این همه، اجتماع باید سازمانها را بشناسد و آنها را نیک به کار گیرد.، زیرا این سازمانها برای دست یافتن به بهره های تمدن، بایسته به شمار می آیند. آنها برای صلح و آرامش جهانی، برای نظام آموزش و پرورش کامیاب، و دیگر آماجهای دلخواهی که مردم در جست و جویشان هستند، ضروری و لازمند. جامعة امروزین برای پایایی خود به سازمانها وابسته است.

چنان که خواهیم دید، رفتار انسان در سازمانها سخت دور از پیش بینی است. دور از پیش بینی بودن رفتار انسان در سازمان ناشی از آن است که رفتار از درون نیازهای ریشه دار و نظام ارزشها سرچشمه می گیرد. با این همه، همین رفتار را می توان در قالب چهار چوبهای دانش رفتاری، مدیریت، و دیگر قلمروهای ذهنی تا اندازه ای دریافت. آشکار است که دستور و صورت بندی ساده ای چون «کتاب آشپزی» برای کار کردن با مردم در دست نیست. راه چاره های کاملی برای دشواریهای سازمانی یافته نمی شود. آنچه را که می توان انجام داد، این است که آگاهی و مهارتهای خود را افزایش دهیم تا بر آن پایه پیوندهای انسانی در کار به جایگاهی بالاتر برده شود. چنین هدفهایی شورانگیز و با ارزش اند.

ما می توانیم با مردم به خوبی کار کنیم به شرط آن که آماده باشیم به آنها با موازین انسانی بیندیشیم. به نمونه ای که در پی می آید، بنگرید که چگونه انگیزش مدیری که سالها کار کردی منفی و اندک داشته است، دگرگونه می شود و راهی تازه در پیش می گیرد:

«جان پر کینز» با سنی نزدیک به پنجاه، در جایگاه دستیار مدیر یک شعبه در یک نظام بزرگ بانکی به کار سرگرم بود. کار او چنان کم مایه بود که هیچ مدیر شعبه او را نمی شناخت. به طور معمول مدیر کنونی وی نیز کوشیده بود تا او را به شعبة تازه ای که در دست گشایش بود بفرستد. بر این روال «جان» تا کنون در یازده سال گذشته در هشت شعبه به کار پرداخته بود. هنگامی که در نهمین شعبه به جایگاه دستیاری مدیر گمارده شد، مدیر شعبه بزودی از گذشتة وی آگاه گردید. گرچه این مدیر نیز وسوسة جا به جا کردن او در سر داشت، ولی کوشید تا او را به کار بر انگیزاند. مدیر پی برد که «جان» نیاز مالی ندارد، زیرا از میراثی بزرگ برخوردار است و چندین اشکوب خانه دارد که آنها را به اجاره می دهد. همسرش به کار این اشکوبها رسیدگی می کند. دو فرزندش آموزش و پرورش دانشگاهی را به پایان برده و درآمدی خوب دارند. «جان» از همه چیز راضی و خشنود بود.

مدیر سخت کوشید تا او را به راه آورد، ولی کامیاب نشد. دوبار نیز به اندیشة بیرون کردن او افتاد. گاهگاه «جان» برای چند هفته شوقی به کار نشان می داد، ولی باز به شیوة گذشته اش باز می گشت. پس از بازبینی دقیقی در وضعیت «جان»، مدیر به این نتیجه رسید که با بی نیازی وی به پاداشهای مادی، او شاید به نوعی از انگیزه های روانی پاسخ گوید. از این رو، مدیر کار خود را در این قلمرو آغاز کرد. برای نمونه، در نخستین سالروز گشایش شعبه، مدیر پیش از آغاز کا بانک، یک جشن و میهمانی برای همه کارکنان بر پا داشت. مدیر دستور داده بود نان شیرینی بزرگی فراهم آورند و در بالای آن یک پیام مالی مهم را که نشان از کارکرد مطلوب واحد زیر نظارت «جان» در آن زمان داشت، بنویسند. «جان» از این قدر شناسی و «شوخیهای» همکارانش سخت خشنود و برانگیخته شد. از آن پس رفتار وی دگرگونی نمایان یافت، و با قدرشناسیهای بیشتر او چنان پیشرفت نشان داد که دو سال پس از آن به مدیریت شعبة دیگری گمارده شد. در این نمونه، کارکرد «جان» از آن روی بهبود یافت که مدیرش تحلیلی دقیق از وضعیت وی کرد و از مهارتهای رفتاری، مانند قدرشناسی از زحمت دیگران، برای دست یابی به نتیجه ای که برای هر دو طرف سودمند باشد، بهره گرفت، این جوهرة رفتار اخلاقی در یک سازمان است.

پی بردن به رفتار سازمانی

تعریف

رفتار سازمانی بررسی و به کار گرفتن دانش و آگاهی دربارة چگونگی رفتار مردم در سازمانهاست. این یک ابزار انسانی به سود انسان است. این دانش به شیوه ای گسترده به بررسی رفتار مردم در همه گونه سازمان، مانند بازرگانی، دولتی، آموزشگاهها، و سازمانهای خدماتی می پردازد. هر جا که سازمانی وجود دارد، نیاز به پی بردن به رفتار سازمانی نیز وجود دارد.

عنصرهای کلیدی در رفتار اخلاقی در یک سازمان عبارتند از مردم، ساختار، فن شناسی، و پیرامونی که سازمان در آن به کار می پردازد. هنگامی که مردم برای دست یافتن به هدفی در یک سازمان گرد می آیند، نوعی از ساختار ضرورت می یابد. مردم برای انجام دادن کار از فن شناسی یاری می گیرند. بنابراین، میان مردم، ساختار، و فن شناسی، چنانکه در نگاره 1 – 1 دیده می شود، نوعی میانکنش پدید می آید. افزود بر آن، این عنصرها بر پیرامون خود اثر می گذارند و از آن اثر می پذیرند. اکنون هر یک از این چهار عنصر را به کوتاهی بررسی می کنیم.

نگاره 1 – 1

عنصر های کلیدی در رفتار اخلاقی سازمانی

مردم – مردم نظام اجتماعی درون سازمان را می سازند. مردم از افراد و گروهها، گروههای بزرگ و گروههای کوچک، رسمی و غیر رسمی، تشکیل یافته اند. گروهها از سرشت پویایی برخوردارند. گروهها پدید می آیند، دگرگونه می شوند، و از میان می روند. سازمان انسانی امروزین همانند آنچه دیروز بوده است، یا روز پیش از آن بوده است، نیست. مردم هستی های زنده، اندیشه ورز، و با احساسند که سازمانها را پدید آورده اند تا هدفهای خود دست یابند. سازمانها برای خدمت به مردم آفریده شده اند، نه آنکه مردم زندگی می کنند تا خدمتگزار سازمانها باشند.

ساختار – ساختار پیوندهای رسمی مردم را در سازمانها تعیین می کند. برای انجام دادن همة کارهای سازمان به شغلهای گوناگونی چون مدیران و کارمندان، حسابداران و کارگران خط تولید، نیاز است. برای آنکه کار این مردمان اثر بخش باشد، آنان باید به گونه ای سازمانی به یک دیگر پیوند پیدا کنند. این پیوندها دشواریهای پیچیدة همکاری، گفت و گو و چانه زدن، و تصمیم گیری را پدید می آورند.

فن شناسی – فن شناسی منابعی را که مردم با آنها به کار می پردازند، فراهم می آورد و بر کاری که آنان انجام می دهند، اثر می گذارد. مردم با دست خالی نمی توانند کار فراوانی از پیش ببرند، از این روی به ساختن خانه ها، طراحی دستگاهها، آفریدن فرا گردهای کار، و گرد آوردن منابع می پردازند. فن شناسی ای که از این راه پدید آید، بر پیوندهای کاری مردمان اثری نمایان دارد. یک خط تولید همانند آزمایشگاه پژوهشی نیست، و یک کارخانة فولاد سازی ویژگیهای کاری مشابه با بیمارستان ندارد. سودمندی بزرگ فن شناسی آن است که به مردم یاری می دهد تا کاری بیشتر و بهتر انجام دهند، ولی در همان حال مردم را از راههای گوناگون محدود می سازد. فن شناسی هم سودمندی دارد هم هزینه.

پیرامون – همة سازمانها در درون یک پیرامون بیرونی به کار می پردازند. یک سازمان به تنهایی زیست ندارد، بلکه پاره ای از نظامی بزرگتر است که عناصر بسیار دیگری را در بر می گیرد، مانند دولت، خانواده، و سازمانهایی از این شمار. همة اینها به گونة متقابل در یک نظام پیچیده که شیوة زندگی گروهی از مردم است، بر یک دیگر اثر می گذارند. هیچ سازمانی، چون یک کارخانه یا یک آموزشگاه، نمی تواند خود را از نفوذ پیرامون بیرونی رها سازد. پیرامون بیرونی بر نگرشهای مردم اثر می گذارد، اوضاع کاری آنان را زیر نفوذ می گیرد، و برای منابع و قدرتی که وجود دارد هم چشمی پدید می آورد. از این رو، در بررسی رفتار انسانی در سازمانها باید به عنصر پیرامون توجه داشت.

دیدگاه اداری

همة مردمی که در سازمان کار می کنند، به بهبود رفتار سازمانی دلبسته اند. منشی، تراشکار، و مدیر همه با مردم سر و کار دارند و در نتیجه هر یک بر کیفیت زندگی در هر سازمان اثر می گذارند. گرچه، مدیران از مسؤولیت بزرگتری برخوردارند، زیرا این مدیران هستند که تصمیمهایشان بر گروه پرشماری از مردمی که در سازمان کار می کنند اثر می گذارد، و بخش عمده ای از کوششهای روزانه آنان به مردم پیوند می خورد. مدیران نمایانگر نظام اداری یا نظام مدیریت هستند، و نقش آنان این است که رفتار سازمانی را به کار بندند تا پیوندهای میان مردم و سازمان را، به گونه ای که در نگاره 2 – 1 دیده می شود، بهبود بخشند. مدیران می کوشند تا فضایی پدید آورند که در آن مردم برانگیخته شوند، با هم به گونه سازنده کار کنند و خود مردمانی کارآمدتر و اثر بخش تر شوند.




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

gl/l (718)

شنبه 15 مهر 1396 10:46 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

gl/l (718)

جمع آوری و دفع پسآب مجامع کوچک

 

 

تالیف و ترجمه:  حسین میسمی-  بهزاد اصغرزاده قوچانی

 

بخش SDGS : بهزاد اصغرزاده قوچانی

 

   آدرس:اصفهان، خیابان جهاد، فلکه جهاد، شرکت آب و فاضلاب روستائی استان اصفهان –کدپستی:۳۵۷۴۵-۸۱۸۴۶

تهران،خیابان جمال زاده شمالی، نرسیده به بلوار کشاورز، انتهای کوچه نیلوفر، پلاک ۷۴، طبقه سوم

تلفن: ۶۶۹۴۸۰۵۴  فکس: ۶۶۹۴۸۰۵۵-۰۲۱

شماره موبایل: ۰۹۱۳۲۳۰۰۰۸۵   http://omi.ir

اصفهان: تلفن: ۲۳۶۳۰۶۶-۰۳۱۱   تلفکس: ۲۳۶۹۰۲۳-۰۳۱۱

 

 

 

 

مجموعه انتشارات دفتر تحقیقات
کد کتاب عنوان کتاب

۱ تحلیل شبکه و آموزش کاربری نرم افزار GIS & WaterGEMS ویرایش سوم

۲ مدیریت آبهای بازیافتی در ایران و جهان

۳ تحلیل شبکه جمع آوری فاضلاب و کاربری نرم افزار SewerGEMS و درآمدی بر نرم افزارهای GIS

۴ StormCad ۸ by Haestad Methods

۵ مدلسازی و تحلیل ضربه قوچ در شبکه های آبBentley Hammer نسخه هشت

۶ مدیریت آبیاری سطحی با کمک نرم افزار Surface

۷ آموزش کاربری نرم افزار GIS در طراحی مجاری مدفون

۸ فرایندهای متعارف تصفیه آب و مدیریت محیط زیست

۹ تحلیل شبکه جمع آوری فاضلاب و آموزش کاربردی نرم افزار SewerCad

۱۰ بهسازی و مقاوم سازی مجاری مدفون

۱۱ معرفی سیستم های نوین تفکیک و جمع آوری فاضلاب در ایران و جهان

۱۲ بهسازی سازه های فلزی ومشکلات ساختمانهای اسکلت فلزی در زلزله های گذشته

۱۳ اصول و مبانی پدافند غیرعامل(۱)  ——-  پدافند غیر عامل در پالایشگاه ها و نیروگاه ها(۲)

۱۴ تحلیل شبکه آب، کاربری نرم افزار WaterCad و درآمدی بر نرم افزارهای GIS

۱۵ تفکیک پسآب در مبدا با بررسی بکارگیری آب خاکستری

۱۶ بهسازی سازه های بتنی و علل بروز آسیب در سازه های بتنی

۱۷ کیفیت آب و فاضلاب(با بررسی شاخصه های بهداشتی آب، فاضلاب و آب و خاک)

۱۸ راهکارهای جمع آوری ودفع پسآب بهداشتی در مجامع کوچک ایران

۱۹ بررسی راهکار اجرائی پیاده سازی سد آزاد و سامانه انتقال آن

۲۰ خوردگی و راهکارهای بهسازی اثرات آن در مجاری مدفون

۲۱ اصول مهندسی گودبرداری

۲۲ مسجد حکیم گوهر اعصار اسلامی                  ۲۳-  گرمخانه ها و حمام های قدیمی

۲۴ تحلیل شبکه توزیع آب، آموزش کاربردی نرمافزار XM & iWaterGEMS v ۸ و نرمافزارهای جانبی GIS،میکرواستیشن و گوگل ارث

۲۵ راهنمای کاربردی نرم افزار واترهمر نسخه هشت

۲۶ راهنمای کاربردی نرم افزار استورم کد نسخه هشت

۲۷ راهنمای کاربردی نرم افزار کالورت مستر نسخه هشت

۲۸ بهسازی و رفتار لرزه ای مخازن هوایی آب

۲۹ آموزش نرم افزار طراحی مخازن هوائی بتنی و فلزی آب

۳۰ بهسازی شبکه های توزیع آب از حیث مصرف

۳۱ قالب بندی و آرماتوربندی ۳۲-  ارزیابی، نگهداری و دوام بتن

۳۳ بتن پیش ساخته و پیش تنیده ۳۴-  تنظیم شرایط محیطی

۳۵ تراوش و کنترل آن در سدهای خاکی           ۳۶-  روشهای پیشرفته تصفیه پسابهای صنعتی

 

 

مجموعه نرم افزارهای بسته نرم افزاری دفتر تحقیقات
ردیف عنوان عنوان

۱ WaterCAD_۷ ArcGIS۹.۱

۲ WaterGEMS.۰۸.۰۰.۱۱۲.۰۰_XM Bentley AutoPipe XM ۰۹.۰۰.۰۰.۰۸

۳ CD Auto Setup waterGEMS Bentley Staad ۲۰۰۷ and crack full

۴ CulvertMaster.doc hammer ۷

۵ SewerGEMSUserGuide.pdf SEWER GEMS۲۰۰۵  SEWER GEMS۲۰۰۴

۶ WaterCad.doc SEWERGEMS    SEWERCAD ۵.۵

۷ WATERGEMES SHOW Water GEMS۳

۸ Video FOR SEWER GEMS Program ۶ academic

 
فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه ۷

فصل اول: ضرورت اجرای طرح های جمع آوری پسآب ۸

۱-۱-تعریف پسآب بهداشتی ۸

۱-۲-ترکیب فاضلاب ۸

۱-۳-تقسیم بندی فاضلاب ۸

۱-۴-تفاوتهای اصلی فاضلابهای روستایی با فاضلابهای شهری ۱۰

۱-۵-انواع شبکه های متعارف جمع آوری فاضلاب                ۱۰

۱-۶- سرانه فاضلاب تولیدی ۱۰

۱-۷- اطلاعات کلی روستاها ۱۰

۱-۸- مدیریت تاسیسات فاضلاب در مناطق روستایی ۱۱

فصل دوم : انواع روشهای نامتعارف جمعآوری فاضلاب در روستا ۱۵

۲-معرفی روشهای نامتعارف جمعآوری فاضلاب در روستاها ۱۴

۲-۱- شبکه جمع آوری فاضلاب تحت فشار(pss) ۱۴

۲-۲- شبکه جمع آوری فاضلاب تحت خلاء(vss) ۱۷

۲-۳- شبکه جمع آوری فاضلاب ثقلی با قطر کوچک (( SDGS ۲۱

۲-۴- شبکه جمع آوری فاضلابروی رسوبی(ss) ۳۲

۲-۵- شبکه جمع آوری فاضلابروی ساده شده (MCGS) ۳۴

۲-۶- مقایسه کلی بین روش های نامتعارف و متعارف جمع آوری فاضلاب ۳۶

فصل سوم : جمع آوری فاضلاب در جوامع کوچک در دیگر کشور ها ۳۷

۳-روشهای جمعآوری پسآب مجامع کوچک ۳۷

۳-۱- شبکه SDGS در روستاهای آمریکا ۳۷

۳-۲- شبکه SDGSدر اوکلاهاما (شهری در آمریکا) ۳۸

۳-۳- سیستم SDGS در شهر Miranda ۳۸

۳-۴- سیستم های کم هزینه جمع آوری فاضلاب با رویکرد مجتمعی در سانتاماریا در برزیل ۳۹

۳-۵- جمع آوری فاضلاب با روش ساده در ناتال NATAL واقع در شمال شرق برزیل ۴۳

۳-۶- سیستم جمع آوری فاضلاب با روش خلاء در مالزی ۴۴

فصل چهارم : مقایسه روش SDGS با روش متعارف(CGS) ۴۹

۴-۱- مقایسه روش SDGS با روش متعارف(CGS) ۴۹

۴-۲- انواع تاسیات جانبی ۵۳

۴-۳- خط انتقال ۵۴

۴-۴- معادلات هیدرولیکی ۵۴

۴-۵- نرم افزار مورد استفاده در طراحی ۵۴

۴-۶- مقایسه و بررسی بین SDGS باروش متعارف(مجزا) ۵۵

۴-۷- بررسی اقتصادی سیستم SDGS ۵۶

فصل پنجم : تفکیک پسآب در مبدا و استفاده مجدد از پسآب ۵۸

۵-۱- استفاده مجدد از پسآب ۵۸

۵-۲- مصارف مجدد فاضلاب در کشاورزی ۵۹

۵-۳- مصارف صنعتی فاضلاب ۵۹

۵-۴- پرورش ماهی و مصارف تفریحی ۶۰

۵-۵- تغذیه مصنوعی آبهای زیر زمینی ۶۱

۵-۶- ملاحظات بهداشتی مصرف فاضلاب ۶۳

۵-۷- استانداردهای مصرف فاضلاب و لجن در کشاورزی ۶۴

فصل ششم:تفکیک پسآب در مبدا و کاربردهای آب خاکستری ۶۵

۶-۱-راهکارهای استفاده بهینه آب ۶۵

۶-۲- بازیابی پساب ( Recycling Gray Water) ۶۵

۶-۳-آب خاکستری ( gray water) ۶۵

۶-۴- مشخصات آب خاکستری خانگی ۶۶

۶-۵- لزوم استفاده از آب خاکستری ۶۷

۶-۶- مزایای بازیافت آب خاکستری عبارتست از ۶۷

۶-۷- جمع‌آوری آب خاکستری ۶۷

۶-۸- کاربردهای شهری ۶۸

۶-۹- کاربردهای روستایی ۶۸

۶-۱۰- کاربردهای قدیمی در مقابل قوانین جدید ۶۹

فصل هفتم: موارد کابرد آب خاکستری ۷۰

۷-۱- کاربری آب خاکستری ۷۰

۷-۲- کاربرد گری واتر در خانه ۷۰

۷-۳- مجوز استفاده و تجهیزات مصرفی ۷۱

۷-۴- استاندارد گری واتر کالیفرنیا ۷۱

فصل هشتم: آبیاری فضای سبز با آب خاکستری ۷۸

۸-۱- بررسی پروسه گرفتن مجوز ۷۸

۸-۲- آماده کردن طرح ۷۸

۸-۳- طراحی سیستم گری واتر ۸۲

۸-۴- ارائه طرح برای بازنگری و بهبود ۸۶

۸-۵- نصب سیستم ۸۷

۸-۶- بررسی سیستم و بهبود آن ۸۹

۸-۷- استفاده، مانیتورینگ (مشاهده و نظارت ) و حفظ و نگهداری از سیستم ۸۹

۸-۸- استفاده کارامد از آب در آبیاری فضاهای سبز ۹۲

۸-۹- روش زری اسکیپ ۹۵

فصل نهم: نمونه های انجام عملی بکارگیری تفکیک پسآب در مبدا و بکارگیری آب خاکستری ۱۰۱

۹-۱- نمونه هایی از پروژه های موفق در زمینه آبیاری کارآمد فضای سبز ۱۰۱

۹-۲- خانه شخصی – عمومی / شرکت شخصی ۱۰۱

۹-۳-ایالات دولتی ۱۰۱

۹-۴- مسئله کیفیت آب برای استفاده مجدد از Gray Water در Colorado ۱۰۱

۹-۵- شهرهای دولتی ۱۰۲

۹-۶- توسعه دهنده ها ۱۰۲

۹-۷- مشارکت عمومی / شخصی ۱۰۳

فصل دهم : طرح های اجرا شده در کشور با بکارگیری تفکیک پسآب در مبدا ۱۰۴

۱۰-۱- سیستان و بلوچستان ۱۰۴

۱۰-۲-طرح جمع آوری فاضلاب و استفاده از پساب به روش بیوزیستی ۱۰۷

۱۰-۳-پسآب در مجامع کوچک و راهکارهای دفع آن ۱۱۴

فصل یازدهم: روش مدیریت کاهش تولید پسآب در مبدا ۱۱۶

۱۱-۱- استفاده از کاهنده ها ۱۱۶

۱۱-۲- دوش حمام ۱۱۶

۱۱-۳- درفشانAerators) ۱۱۸

۱۱-۴- ماشین لباسشویی ۱۱۹

۱۱-۵- سینک آشپز خانه ۱۲۰

۱۱-۶- استفاده از شیر با جریان کم آب ۱۲۰

۱۱-۷- استفاده مجدد از Gray Water و محصول دوباره آب باران ۱۲۱

۱۱-۸- استخرهای شنا ۱۲۴

۱۱-۹- توالت ۱۲۴

۱۱-۱۰- آبگرمکن ها ۱۲۷

۱۱-۱۱- کنتورهای آب ۱۲۷

۱۱-۱۲- کولرهای آبی کم مصرف ۱۳۱

۱۱-۱۳- انتخاب سیستم جاذبه استوانه ای ۱۳۳

فصل دوازدهم: پیشنهادات کاربردی ۱۳۵

۱۲-۱-موارد ایمنی بکارگیری پسآب ۱۳۵

۱۲- ۲- برخی از بایدها و نبایدها در مورد آب خاکستری ۱۳۶

منابع و مراجع ۱۴۱

لغت نامه ۱۴۳

 

 

 

 

 

 

مقدمه




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
شنبه 15 مهر 1396 10:47 ق.ظ

gl/l (722)

شنبه 15 مهر 1396 10:31 ق.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

gl/l (722)

1-5-3 هزینه ذخیزه اطمینان ( موجودی ، احتیاطی )

باركود ، ذخیره احتیاطی در مرحله آخر كنترل شده است ، بعد فعالیت فرآیندش رخ داده است . بنابراین ، ارزش یك واحد موجودی در مرحله برابر است با هزینه تجمعی تولید در مرحله . مورد انتظار است كه هزینه ذخیره اطمینان در مرحله است جائیكه كنترل كردن هزینه كم را نشان می دهد .

2-5-3 خط مستقیم هزینه موجودی كالا

برای تعیین هزینه مستقیم موجودی در مرحله ما موجودی مورد انتظار كه با هزینه متوسط تولید در مرحله را ضرب می كنیم . دو برابر هزینه تخمینی در زیرنشان داده شده است .

(فرمول 12)

3-5-3 هزینه كالاهای فروخته شده

هزینه كالاهای فروخته شده نشانگر هزینه كل همه واحدهایی است كه به مشتریان طی یك برنامه زمانی مشخص تحویل داده شده است . بطور خاص ، فاصله زمانی یكسال است . هزینه كالاهای فروخته شده با ضرب آیتم آخر تقاضا سالانه در آیتم آخر هزینه ساخت تعیین می شود .

سنجشی است كه الگوهای اصلی واحد را به منافع فاصله زمانی شركتها تبدیل می كند . سنجشی است كه بیان می كند (13) در واحدهای مشابه مثل 11 و 12 است . به خاطر داشته باشید كه نمونه یك واحد اصلی است كه در همه مراحل متداول و معمول است . برای مثال زمان نمونه اصلی یك روز است و فرجه بهره شركت یكسال است سپس ماه را در ضرب می كنیم تا مقدار سالانه تولید به دست آید . سپس این حجم سالانه در هزینه ساخت واحد ضرب می شود هزینه كالاهای فروشی هر سال به دست می آید . منشاء بالایی از ، از آیتم آخر تنظیم شده است ، این اجراء آسانتر است . با این وجود وقتی فرمول تابع هدف را اجراء می كنیم خواهیم دید كه آن راهی مناسب برای تقسیم هزینه میان مراحل درعرضه متوالی است . برای انجام این كار باید به یاد داشته باشیم كه هزینه تجمعی در مرحله تنها مجموع هزینه های مستقیم انتخابی در هر مرحله است . بنابراین مثل نمونه محاسبه می كنیم فرمول 14 این فرمول هم تراز رده هزینه موجودی دیده شده در بسیاری از چند رده تراز اول عملكرد كالاست كه كلارك و اسكارف را شامل می شود .

6-3 طرح ( دستور عمل ) برنامه ریاضی

با محاسبه موجودی در بند 4 . 3 و برآورد هزینه در بند 5-3 حال ما در یك موقعیت هستیم برای طرح ریزی مسئله بهینه سازی برای یافتن انتخاب مطلوب و ترتیب زمان خدمت برای كل دوره عرضه متوالی :

در جائیكه زمان خدمات ضمانتی برای تقاضای است یك استفاده كننده ویژه مثل بكار گیری مدل است . بنابراین مسئله به حداقل رساندن مجموعه عرضه متوالی هزینه ذخیره احتیاطی و هزینه موجودی مستقیم و هزینه كالاهای فروشی است و محدودیت بیمه كردن دقیقاً یك اختیار در انتخاب هر مرحله است كه زمان ذخیره برای هر مرحله غیر منفی است و مرحله پرداختن خدمات گارانتی است . متغیرهای تصمیم زمان خدمت و حق انتخاب هستند .

مسئله یك عدد صحیح مسئله بهینه سازی غیر خطی است . برای یك مجموعه ثابت امكان پذیر ( برابر بودن با موردی كه مصرف كننده مشاركت حق تصمیم گیری در هر مرحله است ) نظریه گریور و ویلیام (1988) نشان داد كه تابع هدف یك وظیفه معقر را تامین می كند كه تقاضا محدود است و این عملكرد برای هر مرحله است . به این دلیل در یك مورد حق انتخاب فردی ، محدودیت خطی یك مجموعه را به حداقل می رسانیم . اگر چه ناحیه موجه تعیین كننده نیست می تواند نشان دهد كه زمان خدمات دهی مطلوب نیاز به جمع پیش از در زمان تحویل محصول ندارد و تقاضای محدود كمبود در هر مرحله تامین می كند . بنابراین شكل برای این نوع كنترل شده به حداقل رساندن پیش از حد كار مقعر است . یك راه حل مطلوب برای چنین مشكلاتی در نهایت نقطه امكان پذیر موجه است . ( مثال لوئن برگر 1973)

روش حل برنامه ریزی پویا مورد خط متناوب می تواند بهترین برنامه ریزی پویا را حل می كند . فصل 1-7-3 به بیان این برنامه می پردازد و فصل 2-7-3 رویه حل شدن را تامین می كند .

1-7-3 دوره كیفیت ( حالت) محاسبه ( دوره وضعیت محاسبه )

به منظور حل برنامه ریزی پویا به طور موثر نیاز به مشخص شدن مدت كیفیت (محاسبه) داریم كه الگوریتم ، به حل شبكه در حالت گره به گره كمك می كند ، تنها با بكارگیری اطلاعات كه در گره قابل دسترسی است .

وقتی فقط یك حق انتخاب در هر مرحله در دسترس است نظریه گریوز و ویلیام (1998) نشان داد نشان داد چطور برای طرح ریزی برنامه پویا با یك حالت متغییر پویا است . وضعیت ( كیفیت ) متغیر همچنین زمان خدمات ورودی یا خروجی در هر مرحله است . نوع خدمات كه در هر مرحله استفاده می شود بستگی به كجای مرحله در شبكه ساكن است را دارد .

مسئله تك انتخابی تنها به یك حالت متغیر نیاز دارد چون چندین پارامتر كلیدی است . منحصراً توسط اختیار خرید مشخص می شود . بخصوص ماكسیمم زمان ذخیره و هزینه اضافی در هر مرحله همواره مشخص است اگر فقط در هر مرحله یك اختیار داشته باشیم داشتن هزینه اضافی همیشگی مهم است . چون باعث ایجاد خط مستقیم سهام و هزینه كالاهای فروخته شده تعدادی مشخص می شود . این دو هزینه به زمان خدمات دهی بستگی ندارد . آنقدر كه اختیار حق انتخاب ارزششان را كاملاً تعیین می كند .

بنابراین وقتی در هر مرحله یك حق انتخاب وجود دارد مسئله بهینه سازی را راحت می كند تا برای تعیین كردن مجموعه مطلوب زمان خدمات دهی هزینه برای عرضه متوالی را به حداقل برساند . انتخاب چند خرید متناوب مسئله عرضه كالا می تواند در دو حالت متغیر بكار رود همچنانكه در نظریه گریوز و ویلییام یك حالت متغیر نشان داده می شود زمان خدمات خروجی در هر مرحله است . حالت اضافی متغیر در هر مرحله هزینه انباشتی است .

ما مجموعه هزینه های انباشتی ممكن را در مرحله بوسیله مشخص می كنیم زمانیكه هزینه انباشته در مرحله با حق انتخابی در مرحله به مشخص شد و یك تعداد محدود اختیاری در هر مرحله وجود دارد . هزینه انباشتی در مرحله می تواند یك مجموعه مجزا را در بر گیرد . برای مثال اگر مرحله 1 دو اختیار داشته باشد سپس در دو هزینه انباشتی آن را داشته باشیم دراین صورت هر امكان هزینه انباشتی برابر با هزینه مستقیم برای یك انتخاب است . اگر مرحله 2 دو انتخاب داشته باشیم سپس مرحله 2 در چهارمین هزینه انباشتی است . ما با اضافه كردن هر هزینه اختیاری در مرحله 1 ایجاد می شود . ( اینها با اضافه كردن هر قسمت هزینه به مرحله هزینه های انباشتی درست می شود ) .

همچنین برای محدود كردن مناسب است همچنانكه مجموعه درآمد هزینه های انباشتی به مرحله است برای خط متناوب مراتب موجودی فقط هزینه های انباشتی در مرحله وجود دارند .

در مجموعه علائم

2-7-3

برنامه ریزی پویا یك آغاز گر در مرحله 1 است و فرآیند مرحله است برای هر مرحله محاسبه و ارزیابی برنامه ریزی پویا یك معادله كار آمد توسط مشخص می شود كه بعنوان پایین ترین هزینه عرضه متوالی در گره 1 به داده شده معرفی می شود . كه مرحله هزینه انباشتی است و مرحله زمان سرویس دهی استعلام شده است .

برای گسترش عملكرد معادله ما ابتدا هزینه عرضه را در مرحله مشخص می كنیم بعنوان كاركرد زمان استعلام شده در مرحله است . به اضافه مرحله زمان خدماتی است ، هزینه انباشتی و حق انتخاب انتخاب شده است .

( فرمول 15)

فشرده هزینه ذخیره اطمینان ، هزینه موجودی و هزینه تولید مستقیم برای هر مرحله كمك كننده است .

با مشاهده ، منحصراً كاهش در بین از فاصله و منحصراً افزایش در است .

سه شرط در وجود دارد ، یك شرط مطابق با هر عملكرد پارامتر است ابتدا ما نیاز داریم . برابری چپ مجبور می كند زمان خدمات در مرحله اعلام شود بطوریكه شبكه ذخیره سازی در مرحله منفی نیست . اختلاف قسمت راست در مرحله محدود می شود كه بالاترین زمان خدمات را نشان دهد كه می تواند در مرحله متجاوز باشد .دومین شرط كه است كه زمان خدمات در مرحله منفی نیست و بیش از حد ذخیره نمی شود . سوم ، ما نیاز داریم كه درآمد هزینه انباشتی مرحله برابر هزینه ای است كه خلاف شكل ظاهر تولید می شود . این نیاز به هزینه انباشتی دارد . انتخاب هزینه مستقیم است كه برابر با هزینه انباشتی امكان پذیر در مرحله است . بنابراین برای امكان پذیر است ، ما باید را باید داشته باشیم اكنون ما می خواهیم پایین ترین هزینه تقاضا را مشخص كنیم در مرحله 1 ازطریق داده كه مرحله به كار گرفته می شود با اختیار بگذارند تا این هزینه انتخاب ویژه مطلوب را مشخص می كنیم برای رسیدن به عملكرد كه به شكل زیر است . ( فرمول 16)

در اولین دوره نشان داده شده كه هزینه های عرضه متوالی در مرحله بالا آمده و در 15 مشخص شده است . دومین دوره مطابقت دارد با پایین ترین هزینه در مراحلی كه بر خلاف جهت مرحله است .

برای این مراحل ما مینیمم هزینه عرضه را به عنوان مرحله عملكردی را به حساب آوردیم ، و هزینه تجمعی سه شرط در15 به 16 وجود دارد . معادله كاربردی برای است . ( فرمول 17)

از آنجا كه به حداقل رساندن بیش از حد مطلوب در مرحله است كه یك هزینه تجمعی امكان پذیر در مرحله داده شده است و زمان خدمات است .

معادله عملكردی برای همه حالتها بررسی و ارزیابی می شود كه مرحله امكان پذیر است . بنابراین برای هر را حل می كنیم . ماكسیمم زمان تجدید در مرحله با تكرار حساب می شود مجموعه با تكرار مشخص می شود .

به منظور یافتن راه حل مطلوب ما در ابتدا باید به یاد داشته باشیم كه زمان سرویس در مرحله نمی تواند مازاد باشد . بنابراین برای هر هزینه تجمعی در مرحله ما می توانیم را برآورد كنیم و پایین ترین هزینه را انتخاب كنیم . سپس می توانیم از طریق شبكه به انتخاب تولید مطلوب برگردیم و به زمان سرویس در هر انتخاب .

4-دستور العمل شبكه مونتاژ

1-4- نمایندگی شبكه

یك عرضه متوالی می توان به عنوان شبكه مونتاژ ساخت كه در هر مرحله یكی است می تواند اطلات وارده را از چندین عرضه كننده مجاور دریافت كند اما مستقیما عرضه كردن تنها مرحله جاری كردن است در دوره های شبكه یك شبكه مونتاژ بخش یك نمودار است جائیكه هر گره می تواند ضرب در قوس درآمد شود اما تنها یك قوس هزینه می شود . ما فرض می كنیم گره ها ترتیب یافته اند . برای هر قوس . بر اساس این قرارداد كه گره كالاها تمام شد گره خواهند نامید .

مجموعه مراحل را مشخص می كند كه به مرحله مجاور معكوس هستند . عدد اصلی مشخص می كند كه برابر تعداد مراحل عرضه در مرحله است .




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
شنبه 15 مهر 1396 10:32 ق.ظ

بررسی بیع زمانی به عنوان مصداقی از مالکیت موقت

شنبه 18 شهریور 1396 10:25 ب.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

  

 

در مبحث دوم از فصل نخست با قرارداد بیع زمانی که مصداقی از مالکیت موقت است آشنا می­شویم. ابتدا با مفهوم این قرارداد آشنا می­شویم سپس به محاسن و معایب قرارداد مذکور می­پردازیم. در نهایت ماهیت قرارداد بیع زمانی مورد بررسی قرار می­دهیم تا روشن گردد که این قرارداد در قالب کدام از عقود معین قرار می­گیرد و یا اینکه یک قرارداد بی­نام است و در قالب ماده 10 ق.م. می­گنجد. بر هیمن اساس در گفتار اول این مبحث به محاسن، معایب و مفهوم قرارداد بیع زمانی می­پردازیم و در گفتار دوم ماهیت این قرارداد را بررسی می­نماییم.

گفتار اول: مفهوم، محاسن و معایب بیع زمانی

 همچنان که قبلاً اشاره شد بیع زمانی نوعی مالکیت موقت است؛ اکنون در این گفتار با این قرارداد به طور کامل آشنا می­شویم. بر همین اساس مطالب گفتار اول در سه بند ارائه می­گردد. در بند اول به تعاریفی که از سوی حقوقدانان داخلی و خارجی نسبت به این عقد صورت گرفته، اشاره می­گردد. در بندهای دوم و سوم نیز محاسن و معایب قرارداد بیع زمانی بررسی می­گردد.

بند اول: مفهوم بیع زمانی         

بیع زمانی اصطلاحی است که برای اولین بار توسط مسؤولین شرکت مجتمع­های توریستی و رفاهی آبادگران ایران به عنوان معادل واژه خارجی تایم شرینگ استفاده شد. معادل سازی بیع زمانی با واژه تایم شرینگ توسط متخصصین همین شرکت صورت گرفت[1] و بدین ترتیب این اصطلاح وارد فرهنگ حقوقی ما شد. برخی از محققین در این زمینه، اصطلاح «بیع زمانی» را، معادل فارسی تایم شرینگ انتخاب کرده­اند، به طوری که این اصطلاح را برای عنوان مقالات و کتب خود مناسب دیده­اند.[2]

تعاریف متعددی از تایم شرینگ یا بیع زمانی صورت گرفته است: نویسنده فرهنگ حقوقی بلک[3] تایم شرینگ را این چنین تعریف می­کند: «شکلی از مالکیت سهم بندی شده­ی مال است که عموماً در املاک مشاعی که مخصوص گذران اوقات فراغت است و نیز در اماکن تفریحی رواج دارد و در آن چند مالک استحقاق می­یابند که برای مدت معین در هر سال از آن استفاده کنند، (مثلاً دو هفته در هر
سال)».[4]
در قانون تایم شرینگ 1992 انگلستان تعریفی از تایم شرینگ نشده بود، اما در قانون تایم شرینگ 2012 که جایگزین قانون 1992 شد، در ماده 7 این قانون تعریفی اجمالی از این قرارداد شده است. یک قرارداد تایم شرینگ به معنای قراردادی بین یک تاجر و مصرف کننده است: (الف) طبق آن مصرف کننده در مقابل عوض، حق استفاده وسایل راحتی شبانه را برای بیش از یک دوره اقامت را به دست می‌آورد و (ب) یک دوره بیش از یک سال دارد یا شامل محتویاتی که از طریق عقد اجازه
می­دهند تا تمدید شود، بطوری که دوره­ای بیش از یکسال دارد.[5]

قانون تایم شرینگ اسپانیا نیز آنرا قراردادی می‌داند برای استفاده اموال که بیش از یک سال است که مطابق آن مصرف کننده در مقابل عوض حق استفاده یک یا چند اقامتگاه شبانه را برای بیش از یک دوره اقامت را به دست می­آورد.[6] همان گونه که ملاحظه می­شود این تعاریف، تعاریف قانونی هستند. دکتر عبدالحسین شیروی متعتقدند: «تعاریف قانونی تعاریف واقعی نیستند و ماهیت حقوقی عقد را به خوبی نشان نمی­دهند زیرا این تعاریف فقط کارکرد و نحوه ی عملکرد معرَّف را نشان می­دهند». تعاریف متعددی نیز از سوی نویسندگان داخلی در مورد قرارداد مذکور ارائه شده است که البته این تعاریف تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند: «اصطلاح بیع زمانی به نوع خاصی از انتقال مالکیت اطلاق می­شود که طبق آن، مالکان حق استفاده از ملک را به صورت زمان بندی شده پیدا می­کنند.»[7] نویسنده­ای دیگر، بیع زمانی را قراردادی می­داند که به موجب آن شخص مالک، ملکی را برای زمانی مشخص در طول سال (مثلاً برای یک ماه) به مدت نسبتاً طولانی (مثلاً 99 سال) به دیگری منتقل می­کند. بنابراین از نظر حقوقی این قراردادها ازجهتی دارای خصوصیات قرارداد بیع می­باشند و از جهتی دارای خصوصیات قراداد اجاره.[8] به جهت اینکه قرارداد در قالب عقد بیع منعقد می­شود و خریدار مالک ملک می­شود و می­تواند انحاء تصرفات را در مقطعِ زمانی خویش در آن انجام دهد؛ قرارداد بیع محسوب می­شود. اما از این جهت که مالکین متعدد می­توانند در طول سال  ملک مورد نظر را تصرف کنند و همچنین از این جهت که خریدار فقط حق استفاده از ملک را در زمان مشخص (مثلاً 20 سال) دارد و پس از آن قرارداد خاتمه می­یابد؛ قراداد شبیه عقد اجاره است. البته ناگفته نماند که می­توان این قرارداد را مانند هر بیع دیگری برای همیشه منعقد کرد؛ همان گونه که قانون سوئیس یا قانون فرانسه زمان حداقلی را تعیین ننموده است.[9] نویسنده­ای دیگر، بیع زمانی را این چنین تعریف می­کند: «رابطه مالکی اشخاص متعدد با ملک به صورت بهره­مندی هر یک از مالکان از آثار این رابطه، محدود به فواصل منظم و متناوب زمانی براساس سهم یا توافق طرفین».[10]

یکی دیگر از محققین در این زمینه این عقد را این چنین تعریف می­کند «تایم شرینگ عبارت است از تملیک عین به خریدار، با برقراری حق انتفاع یا استیفای منفعت در مدت مقرر و معین به نحو سالانه و عوض معلوم.»[11] همین نویسنده خاطر نشان می­کند تایم شرینگ را مالکیت زمانی، بیع زمانی و یا غیره ترجمه کنیم مشکل را حل نمی­کند. این اصطلاح  اساساً معادل فارسی ندارد، ولی به هر حال یک نوع قرارداد است که مناسب برای کسانی است که می­خواهند مالی را به قیمتی نازل بخرند و در زمان محدود و مشخص از آن منتفع شوند. جوهر و اقتضای این قرارداد فروش مال منقول یا غیر منقول با مالکیت شش دانگ به خریدار است، با این شرط که خریدار از مال مورد نظر در زمان متناوب معین شده در قرارداد و بدون انجام تصرفات مادی اساسی، منتفع شود.[12] محققی بعد از بیان نمودن تعاریف متعددی که از سوی نویسندگان خارجی و داخلی صورت گرفته است، بیع زمانی را این چنین تعریف می­کند: «دارا شدن عین یا منفعت به تبع عین، برای دوره یا مدت زمان معین،که مالکان به نوبت در طول زمان در آن عین با یکدیگر سهیم بوده و حق استفاده از عین را در نوبت اختصاصی خود دارا می­باشند».[13] تعریف اینجانب نیز بدین نحو است: بیع زمانی تملیک عین به خریداران، به عوض معلوم است؛ بدین نحو که هر یک از آنان مفروزاً، مالک مبیع در مقطعِ خاصی از زمان می­شود. این تعریف دست کم این مزیت را دارد که به روشنی مشخص می­نماید که تمامی مالکین در مبیع مالکیت مشاع ندارند و مالکیت آنان در مقطع زمانی خویش مفروز است.

بند دوم: محاسن بیع زمانی

محاسن بی­شماری که قرارداد مذکور دارد، باعث رشد چشمگیر این قرارداد در تمام دنیا شده است. اولین و بهترین مزیت بیع زمانی، این است که قیمت محل سکونت، تسهیلات و امکانات فراهم شده برای خریدار کمتر از سایر اقامتگاه­هاست. زیرا خریدار حق استفاده از ملک و امکانات آنرا برای چندین سال به یکباره به دست می­آورد و این کار برای وی سود اقتصادی در پی خواهد داشت. به این دلیل که وی سالهای بعدی را می­تواند به چندین برابر قیمت خریداری شده بفروشد. مزیت بعدی این است که این مکانها به آخرین امکانات مدرن مجهز هستند.[14] تقسیم هزینه­های ثابت ملک میان مالکین و جلوگیری از خالی ماندن ملک برای زمان طولانی،[15] جلوگیری از رکود و حبس سرمایه، استفاده از حداکثر ظرفیت ویلاها،[16] حفظ سرمایه اصلی و افزایش اولیه به رغم بهره­گیری از امکانات گسترده، سرویس دهی مجتمع در طول سالیان متمادی در مقایسه با هزینه­های بدون بازگشت سایر مکان‌های اقامتی تفریحی، حذف فعالیتهای اضافی از قبیل تعمیر، نگهداری، آماده سازی و کنترل عوامل اجرایی مربوطه توسط مالک سکونت در محیطی برخوردار از نظم و امنیت و بهره­گیری از محوطه وسیع مجتمع نسبت به ویلاهای شخصی که فاقد چنین امتیازاتی می­باشند، از دیگر مزایای بیع زمانی است.[17] بیع زمانی بهترین شیوه­ی تضمین زمان مطلوب برای استفاده خریدار است. بدین نحو که در کشور ما ایام تعطیلات نوروز و فصل تابستان بهترین فرصت برای مسافرت می­باشد، لذا روزها و فصل شلو غ سال برای مسافرت است، در نتیجه طبیعی است که فرد برای دستیابی به ویلای مورد نظر خود با مشکل مواجه شود، بنابراین بهترین راه، خرید زمانی ویلای مد نظر برای همان دوره دلخواه است[18] و در نهایت اینکه بیع زمانی یکی از بهترین روشها برای توسعه صنعت گردشگری و افزایش سفرها است،که منجر به کاهش بیکاری و نرخ تورم می­شود.

بند سوم: معایب بیع زمانی

 با وجود محاسن بسیار زیادی که برای بیع زمانی وجود دارد؛ اما معایبی نیز، این نوع قرارداد دارد. برای مثال می­توان اشاره کرد به اینکه خریدار باید هر سال مبلغی را برای هزینه­های جاری تحت عنوان حق شارژ بپردازد؛ چه از ملک مورد نظر استفاده کند و چه استفاده نکند.[19] گاهی اوقات فروش یا مبادله ملک، مانند هنگامی که دوره یا مدت بیع زمانی جالب نیست، ممکن نیست. ساکت یا مبهم بودن قرارداد فروش در رابطه با هزینه­های سالیانه اضافی، هزینه­های جا به جایی و حمل و نقل و غیره. تبلیغات کذب نیز از سوی فروشندگان برای جذب مشتریان مبنی بر اینکه بیع زمانی یک سرمایه­گذاری یا حق مالکیتی مانند سایر حق مالکیت­هاست.[20] عیب دیگری که بیع زمانی دارد این است که خریدار باید به اجبار تعطیلات را در یک مکان به سر برد، البته امروزه با تشکیل بانک تایم شرینگ، شخص می­تواند هفته تایم شر خود را در بانک ذخیره کند و در هر زمان که تمایل داشت از آن استفاده کند، همچنین با استفاده از سیستم اماکن، خریدار می­تواند هر سال محلی متفاوت با محل سال قبل را برای گذران تعطیلات انتخاب کند.[21]



[1]ـ سعید شریعتی، پیشین، ص 25.

[2]ـ همان، ص21؛ پرویز نوین، پیشین؛ عباس کاظمی نجف آبادی، «بیع زمانی یا تایم شر چیست؟»، ماهنامه کانون، شماره 92، (اردیبهشت 1388)؛ مسعود امامی، پیشین.

[3]» ـBlack«.





دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

گفتار دوم: ماهیت بیع زمانی

شنبه 18 شهریور 1396 10:24 ب.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

با توجه به اینکه هر یک از عقود معین تعاریف، ویژگیها و آثار متفاوتی از یکدیگر دارند، به همین دلیل در این گفتار، ماهیت قرارداد تایم شرینگ (بیع زمانی) بررسی می­گردد تا مشخص شود که در قالب کدام یک از عقود معین قرار می­گیرد و یا اینکه چنین قراردادی در قالب هیچ یک از عقود معین قرار نمی­گیرد و یک قرارداد بی­نام است و در قالب ماده 10 قانون مدنی قرار می­گیرد، اما برای اینکه ماهیت این قرارداد را به خوبی بشناسیم و تعیین کنیم، ابتدا باید با ویژگیهای این قرارداد به خوبی آشنا شد. با این توضیحات،  مطالب این گفتار به سه بند تقسیم می­شود. بند اول به ویژگیهای قرارداد بیع زمانی اختصاص دارد. در بند دوم بررسی این قرارداد در قالب عقود معین و در بند سوم به بررسی قرارداد مذکور در  قالب عقود غیر معین می­پردازیم.

بند اول: ویژگیهای قرارداد بیع زمانی

با توجه به اینکه ویژگیهای هر قرارداد در تعیین ماهیت آن قرارداد و آثار آن نقش اساسی دارد، لذا در این بند برآنیم ویژگیهای قرارداد بیع زمانی را بررسی کنیم، سپس در بند دوم بر اساس این ویژگیها، ماهیت عقد مذکور را مشخص و تعیین نماییم.

 1ـ تملیکی یا عهدی بودن قرارداد بیع زمانی

عقد را به اعتبار اثر آن به دو قسم تملیکی و عهدی تقسیم نموده­اند. عقد تملیکی، عقدی است که نتیجه مستقیم آن انتقال ملکیت باشد و عقد عهدی، عقدی است که سبب ایجاد و انتقال تعهد یا سقوط آن باشد.[1] عقد بیع زمانی با توجه ماهیت و ویژگیهای آن، در زمره­ی عقود تملیکی قرار می­گیرد. بایع مبیع را در مقابل ثمن به مشتری تملیک می­کند و خریدار ثمن را به بایع تملیک می­کند. اگرچه در قرارداد بیع زمانی تعهداتی برای طرفین به وجود می­آید، لیکن این تعهدات فرعی است و همین که اثر مستقیم و اصلی عقدی انتقال مالکیت باشد، باید آنرا در زمره­ی عقود تملیکی دانست، بنابراین بیع زمانی سنخ خاصی از مالکیت است؛[2] در نتیجه اوصاف سه گانه مالکیت را داراست، اما با توجه به ویژگی خاص این مالکیت، این اوصاف با محدودیتهایی روبرو است. در مورد انحصاری بودن می­توان گفت، در قرارداد بیع زمانی، ملک متعلق به همه مالکین زمانی است، ولی هر یک از مالکان در نوبت خود، به نحو مستقل و انفرادی حق تصرف و انتفاع دارد. بنابراین وصف انحصار هر یک از مالکان محدود به نوبت خود اوست. در خارج از زمان متعلق به وی، مالکیتی نسبت به مال ندارد و مالکیت با تمام اوصافش به مالک بعدی منتقل می­شود. در مورد وصف مطلق بودن مالکیت نیز، گفتیم که این وصف به مالک امکان می­دهد تا از ملک خود به صورت مطلق بهره برداری کند و نیز گفتیم که این وصف را قاعده لاضرر محدود می­کند، این قید در بیع زمانی وضوح بیشتری دارد، زیرا هر یک از مالکین باید در ضمن تصرف در ملک باید حقوق سایرین را نیز مد نظر قرار دهند و قاعده لاضرر را رعایت نمایند. در فصل دوم به طور مفصل راجع به این موضوع بحث خواهیم کرد.

در حقوق انگلستان تایم شرینگ نوعی مالکیت مطلق و بدون قید و شرط است. زیرا تمام حقوق مالکانه نسبت به ملک خود را دارا می­باشد؛ اگرچه محدودیتهایی در اعمال این حق وجود دارد، ولی این امر منافاتی با مالکیت مطلق افراد نسبت به اموال خود در مقطعِ زمانی مالکیتشان ندارد.[3] در نتیجه شخصی که دارای مالکیت مطلق و بدون قید و شرط است، می­تواند تمام حقوق مالکانه خود را در هر زمان اعمال کند و این حقوق در قرار و فراز ملکش تعمیم می­یابد. البته اجرای این حقوق مقید به رعایت حقوق عمومی مانند خودداری از مزاحمت، غفلت و به ویژه حقوق موضوعه جدید است که حقوق شخص مالک را در برابر  منافع جامعه محدود می­کند.[4] وصف سوم مالکیت نیز دائمی بودن است که به طور مجزا در همین بند بررسی شده است.

2ـ معوض یا غیر معوض بودن قرارداد بیع زمانی

برای اینکه بدانیم قرارداد بیع زمانی در ذیل عقود معوض قرار می­گیرد یا غیر معوض، ابتدا باید این قرارداد را تعریف نمود. عقد معوض، عقدی است که هریک از دو طرف قرارداد، در برابر مالی که می­دهد یا دینی که برعهده می­گیرد، مال یا تعهد دیگر را برای خود تحصیل می­کند. عقد غیر معوض یا مجانی، عقدی است که بدون آنکه برای یکی از طرفین التزامی ایجاد شود، طرف دیگر تعهد به امری می­کند یا مالی را به رایگان به دیگری بدهد.[5] قرارداد بیع زمانی در زمره­ی عقود معوض قرار می‌گیرد، البته ناگفته نماند که انتقال مجانی مالکیت زمانی نیز امکان پذیر است که در این صورت نیز چنین عقدی صحیح است؛ زیرا آنچه موضوع تردید است، این است که صحت یا عدم صحت انتقالِ مالکیتِ مقید به زمان است؛ ولی از آنجا که قریب به اتفاق این قراردادها به صورت معوض است، لذا در زمره­ی عقود معوض قرار می­گیرند.

3ـ رضایی یا تشریفاتی بودن قرارداد بیع زمانی

عقد رضایی، عقدی است که با تراضی طرفین واقع می­شود و نیاز به تشریفات خاص ندارد، اما در عقد تشریفاتی علاوه بر تراضی طرفین، باید با تشریفات یا با واژه­های خاص باشد.[6] اصل بر رضایی بودن عقود است؛ مگر اینکه تشریفات خاصی مقرر شده باشد، مانند قبض در عقد رهن. با توجه به اینکه در مالکیت زمانی تشریفات خاصی مقرر نشده است، لذا این قرارداد در زمره­ی عقود رضایی قرار می­گیرد.

4ـ مورد معامله در قرارداد بیع زمانی: عین یا منفعت

 موضوع بیع انتقال عین در مقابل عوض است و این ویژگی عقد بیع را از سایر عقود من جمله عقد اجاره متمایز می­کند. در قرارداد مذکور عین منتقل می­شود و منافع نیز به تبع عین منتقل می­شوند، بنابراین اگرچه از لحاظ زمان بندی به اجاره شباهت دارد، اما تفاوت در تملیک عین باعث تمییز آن از اجاره شده است.[7] از سوی دیگر با توجه به اینکه هر مقطعِ زمانی مالک خاص خود را دارد؛ این ویژگی نیز باعث تمییز این قرارداد از بیع مشاع شده است.


 

5ـ لزوم یا جواز قرارداد بیع زمانی

از ماده 219 ق.م. اصل لزوم قراردادها استنباط می­شود؛ پس اصل لزوم قراردادهاست و جایز بودن، استثناء بر این اصل است که نیاز به تصریح دارد و در موارد سکوت یا شک باید حمل بر لزوم کرد.[8] عقد بیع زمانی نیز از این اصل مستثنا نیست. حتی اگر قرارداد به صورت خیاری منعقد شود. به این جهت که خیاری بودن عقد منافاتی با لازم بودن عقد ندارد و برعکس درج خیار خود، دلیل لازم بودن آن عقد است.

6ـ دائمی یا موقت بودن مالکیت

 همان گونه که قبلاً بیان گردید، مالکیت در بیع زمانی از جهتی دائمی است که می­تواند صدها سال برای مالک و وراث وی ادامه داشته باشد و پیوسته با گذشت دوره زمانیِ خاصی تکرار می­گردد و از جهت دیگر محدود به مقطع زمانیِ خاصی است که شامل سایر مقاطع زمانی نمی­گردد و مصداقی از مالکیت موقت است. هر یک از مالکین در مقطعِ خاصی از زمان، مالک هستند و این مقطع پیوسته با گذشت مدت زمان خاص تکرار می­گردد، ولی در سایر مقاطع هیچ گونه مالکیتی ندارند و مالک زمانی حق ندارد به طور مستمر از ملک استفاده کند، بلکه به محض پایان یافتن مهلت وظیفه دارد ملک را تخلیه کند.

7ـ طولی بودن مالکیتها

برخلاف حالت اشاعه که مالکیتِ مالکان به نحو عرضی است و در تک تک اجزاء زمان تمامی شریکان، مالک مال مملوک محسوب می­شوند؛ در قرارداد بیع زمانی هر مقطعِ زمانی مالک خاص خود دارد و مالکیت هر یک از مالکان با یکدیگر دچار تداخل نمی­شود، در نتیجه رابطه مالکان در طول هم قرار دارد. از دیگر ویژگیهای این قرارداد می­توان به قابلیت نقل و انتقال به اشخاص ثالث تحت عنوان بیع، صلح، هبه و سایر عقود و مشروط بودن قرارداد اشاره کرد.[9]

بند دوم: بیع زمانی در قالب عقود معین

برای شناسایی قراردادهای جدید و نوظهور، ابتدا باید ماهیت قرارداد مذکور مشخص و تبیین شود تا آثار و نتایج آن نیز به تبعِ ماهیت آن مشخص شود. با توجه به اینکه اثر هر عقدی متفاوت از عقود دیگر است، از این رو ضروری دیدیم عقودی را که احتمالاً قالبی مناسب برای این قرارداد باشد  بررسی کنیم تا ببینیم کدام یک از عقود، می­تواند تایم شرینگ را در خود بگنجاند. قرارداد تایم شرینگ با توجه به اینکه در قالب عقود تملیکی قابل انتقال است؛ باید در میان این عقود، قراداد مذکور را جستجو کرد. باتوجه به تعریف عقد قرض در ماده 648  ق.م.، میتوان گفت که این عقد قالبی نامناسب برای قرارداد بیع زمانی است و از آنجایی که در معاوضه دو نوع کالا مبادله می­شوند، بدون آنکه یکی از عوضین مبیع باشد و دیگری ثمن، لذا این عقد نیز قالبی نامناسب برای بیع زمانی است. بنابراین عقودی را که بیع زمانی احتمال دارد در قالب آنها قرار ‌گیرد را در مطالب آتی به طور تفصیلی تجزیه و تحلیل می‌کنیم.

1ـ عقد صلح

عقد صلح عقدی است که برای رفع نزاع و قطع کشمکش وضع شده است. اما به اعتقاد برخی از فقها این تعریف حکمت وضع حکم است نه علت وضع آن،[10] پس دامنه­ی این عقد به مواردی که نزاعی رخ داده یا اختلافی وجود داشته باشد، محدود نمی­شود، بلکه عقد صلح، عقدی مستقل در کنار سایر عقود است، که این مستقل بودن را می­توان از مواد 752 و 758 ق.م. برداشت نمود. بنابراین صلح عقدی مستقل است، اگرچه نتیجه­ی عقود دیگر را در پی داشته باشد. مستقل بودن این عقد باعث گسترش معاملات می­شود و قالبی بسیار وسیعتر از سایر عقود است و نیز مبین حاکمیت اراده است. از ماده 758 می‌توان هم صحت صلح ابتدایی و هم صلح دعوا را برداشت نمود. صلح ابتدایی (در مقابل صلح دعوا) را چنین تعریف نموده­اند: «صلحی که در مورد آن نه نزاع محقّقی بین طرفین عقد صلح وجود دارد و نه توقّع نزاعی در آینده فیمابین خود دارند»[11] صلح مورد نظر ما در این نوشتار صلح ابتدایی است. با توجه به ناتوانی عقود معین در برآوردن نیاز­مند­یها و عدم گنجایش نیاز­های افراد در آن قالبها، عقد صلح بهترین قالب برای جبران این نقیصه است، یکی  از حقوقدانان در این زمینه می­فرمایند: «از نظر تاریخی باید به یک نکته اشاره کرد و آن این است که دامنه­ی عقد صلح از یک یک عقود معینه و حتی از همه­ی آنها وسیعتر است و به همین جهت به آن ، عنوان  «آقای قراردادها» داده­اند».[12] برخی از محققین قرارداد بیع زمانی را در قالب عقد بیع امکان پذیر نمی­دانند و معتقدند در قالب عقد صلح می­گنجد. اینان معتقدند که بیع زمانی برخلاف مفهوم عرفی بیع است و همچنین دوام را از ویژگیهای اساسی عقد بیع می­دانند، بر همین اساس بیع زمانی را از مصادیق بیع نمی­دانند و لذا مالک می­تواند در قالب عقد صلح معوض به چندین نفر، عین را منتقل کند.[13]

برخی از پژوهشگران صلح ابتدایی را صحیح نمی­دانند و عقد صلح را جز در مواردی که پیشینه خصومت و یا احتمال آن وجود دارد را، صحیح نمی­دانند؛ به همین دلیل هیچ یک از معاملات بدوی از عقود معین و غیر معین در قالب عقد صلح جای نمی­گیرد. دلایل رد صلح ابتدایی این چنین ذکر شده است:1ـ کلمه صلح دارای حقیقت شرعیه نیست؛ لغت شناسان عرب نیز صلح را به معنای سلم دانسته­اند.[14] واژه سلم (به کسر سین و سکون لام، فتح سین وسکون لام،فتح سین و فتح لام) نیز ضد حرب معنا شده است.[15] مفسران نیز در تفسیر آیه 35 سوره محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ از اصطلاح سلم به معنای پایان دادن به جنگ یاد کرده­اند.[16] پس از نظرات لغت شناسان و مفسرین می­توان فهمید که معنای صلح، سلم است. در نتیجه  می‌توان گفت در معنای حقیقی و اولی صلح، پیشینه خصومت و نزاع شرط است. صلح ابتدایی نیز، از نظر لغوی غلطی رایج است و اطلاق صلح بر صلح ابتدایی جایز نیست.2ـ آیات و روایاتی که دلالت بر صلح دارند، هیچ کدام بیانگر صلح ابتدایی نیستند؛ به این دلیل که، هر آیه یا روایتی که لفظ صلح و مشتقات آن به کار رفته، پیشینه خصومت و یا احتمال آن وجود دارد. همچنین، هریک از عقود علاوه بر قوانین و مقررات عامی که برای عقود وجود دارد، شرایط و مقررات خاص خود را دارد. وضع این قوانین برای دست یافتن به مصالح و پرهیز از مفاسدی است که ملاک و علت تشریع این احکام است، به عنوان مثال وقتی شارع برای شرکای ملک مشاعی حق شفعه، در صورتی که یکی از شرکا سهم خود را بفروشد قائل است به دنبال حفظ حقوق شرکا می­باشد. در حالی که مشروع دانستن صلح ابتدایی خط بطلانی بر تمامی احکام و مقررات خاص هر عقد است، زیرا طرفین می­توانند با تغییر عنوان و قالب عقد خویش به همان نتایج عقود خود دست یابند؛ بدون آنکه قوانین خاص آن عقد را رعایت کنند. در نتیجه می‌توان گفت صلح ابتدایی نه تنها فاقد ادله شرعی است، بلکه از هیچ گونه توجیه عقلانی نیز برخوردار نمی­باشد؛ در نتیجه بیع زمانی در قالب این عقد نمی­توان قرار داد.[17]

با تمام ایراداتی که در مورد پذیرش صلح ابتدایی مطرح شد، اگر به فرض هم که مشروعیت چنین صلحی را بپذیرم باز قرار دادن گرفتن بیع زمانی در قالب این عقد با ایراداتی روبروست. البته می­توان گفت ممکن است قرارداد بیع زمانی در قالب صلح زمانی منافع یا عین صورت گیرد. صلح منافع به این صورت که منافع به صورت زمان بندی شده در قالب عقد صلح به دیگری واگذار می­شود و فرق آن با اجاره در این است که در اجاره، منافع عین مستأجره برای مدت مشخص مثلاً دو سال به مستأجر واگذار می­شود، در حالی که در صلح زمانی منافع عین تا ابد و برای یک مقطعِ زمانی به متصالح واگذار می­شود و انتفاع او از عین در فواصل زمانی منظم و متناوب است و چنین عقد صلحی صحیح است. چنین صلحی اثر عقد اجاره را افاده می­کند و متصالحین مانند مستأجر مالک عین نمی­شوند و فقط در مقطعِ زمانی خویش به صورت ادواری مالک منافع می‌شوند.[18] در مورد صلح زمانی منافع می­توان گفت چنین قراردادی منافع متصالحان را به خوبی تأمین نمی‌کند، زیرا آنان هیچ مالکیتی نسبت به عین نداشته و تنها مالک منافع هستند؛ در نتیجه حق تصمیم­گیری در مورد عین را ندارند، ثانیاًَ مالک عین می­تواند دست به اقداماتی بزند که به ضرر متصالحان منجر شود، برای مثال آنرا بفروشد یا هبه کند و یا تغییرات مادی در عین صورت دهد که این نقل و انتقالات و تغییرات در نهایت به ضرر متصالحان است.[19] همچنین برخی حقوقدانان[20] بر این نظرند که ماهیت بیع زمانی، تملیک زمان بندی شده عین است و خریداران مالک عین می­شوند، ولی در صلح منافع، عین در مالکیت مصالح باقی می­ماند و فقط منافع به متصالحان منتقل
می­شود. پس با توجه به ماهیت بیع زمانی، صلح منافع نمی­تواند قالبی برای قرارداد بیع زمانی باشد. همان طور که اشاره شد عده­ای[21] ماهیت بیع زمانی را صلح زمانی عین می­دانند. زیرا تملیک عین به عوض، اثر عقد بیع است که در عقد صلح نیز حاصل است. همچنین شرط دوام در عقد لازم الرعایه نیست. این نظر را در قسمت عقد بیع نقد نموده­ایم. البته بحثی در این مورد نیست که مالک می­تواند در قالب عقد صلح، عین را به چندین نفر منتقل کند، اما الزماً بدین معنا نیست که بیع زمانی، عقد صلح است. بحث در مورد این موضوع مطرح است که، این قرارداد در قالب کدام عقد قرار می­گیرد؟ با توجه به دلایلی که ذکر خواهد شد عقد بیع بهترین قالب برای چنین قراردادی است.





دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

2ـ عقد شرکت

شنبه 18 شهریور 1396 10:24 ب.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

ماده 571 ق.م. شرکت را چنین تعریف می­کند: «اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیء واحد به نحو اشاعه». سبب شراکت یا قهری است، مانند ارث و یا ارادی است، مانند عقد شرکت (مواد 573 و 574). موضوع شرکت می­تواند عین، دین، منفعت و یا حق باشد.[22] با توجه به ماده 581 ق.م.، تصرفات احد شرکا بدون داشتن اذن و یا خارج از حدود اذن فضولی خواهد بود. در شراکت با توجه به اینکه سایر شرکا نیز در جزءجزء مال سهیم هستند، لذا تصرف در آن با محدودیتهایی همراه است و مانند مالکیت مفروز نیست و حق استفاده هر یک از آنان منوط به اذن سایر شرکاست و یا اینکه شریکی نمی­تواند مال الشرکه را تلف کند. اما وصف دائمی بودن در مالکیت مشترک نیز وجود دارد و مالکیت مشترک تک تک شرکا تا ابد باقی است.[23] به موجب ماده 587 ق.م. شرکت به دو دلیل از بین می­رود؛ تلف شدن تمام مال الشرکه و تقسیم آن. ممکن است طرفین فقط بخواهند منافع مال الشرکه را تقسیم کنند، بدون آنکه عین را تقسیم کنند که اصطلاحاً به این نوع تقسیم مهایات می­گویند. پس مهایات، عبارت است از توافق دو نفر شریک یا بیشتر است بر اینکه منافع حاصله­ی از عین را به نسبت سهامی که از عین دارند بین خود توزیع کنند.[24] توافق بر مهایات با توجه به حدیث نبوی «الناس مسلطون علی اموالهم»[25] وآیه «یا ایها الذین آمنوا لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجارةً عن تراضٍ منکم »[26] توافقی است مشروع. در مورد ماهیت مهایات نیز نظرات متفاوتی ابراز شده است: پاره­ای از نویسندگان مهایات را نوعی معاوضه می‌دانند بدین ترتیب که هر یک از شرکا قبل از افراز در جزء جزء مال شریک بوده، ولی بعد از افراز هر یک از شرکا حصه خود را در مقابل حصه طرف دیگر از دست داده و این امر با مبادله حقوق و معاوضه محقق می شود.[27] برخی نیز معتقدند که اگر چه در تقسیم و افراز مال مشاع نقل و انتقالات روی می­دهد، ولی طرفین قصد مبادله و معاوضه ندارند و فقط می­خواهند حالت اشاعه را از بین ببرند.[28] بنابراین تقسیم مال مشترک نه عقد است و نه ایقاع، بلکه حکمی از احکام قانونگذار است.[29] ایرادی که بر این نظر وارد نموده­اند، این است که اگرچه شرکا قصد از بین بردن اشاعه را دارند و قصد نقل و انتقال را ندارند، اما تراضی برای از بین بردن اشاعه ملازم و همراه با تراضی بر نقل و انتقال هم خواهد بود و طبعاً عنوان مبادله هم تحقق خواهد یافت. بر فرض که مبادله محقق نشود، تراضی که محقق شده و این تراضی عنوان صلح دارد،[30] لیکن در جواب گفته شده است که ملاک در مفاهیم حقوقی، اکثراً عرف است.[31]

در عرف نیز تقسیم مال مشترک، مبادله دو مال تلقی نمی­شود و همچنین طرفین در واقع کیفیت سلطه مالکانه خود را تغییر می­دهند و چنین عملی مبادله تلقی نمی­شود. وانگهی از نظر فقهی دلیلی بر شناسایی مهایات به عنوان عقد متعارف مستقل وجود ندارد.[32] حقوقدانانی نیز این تراضی را داخل در هیچ یک از عقود معین نمی‌دانند و معتقدند مستند به ماده 10 ق.م. است؛ در نتیجه الزام­آور است.[33] برخی از محققین در زمینه بیع زمانی برای اینکه اختلافات ذکر شده در مورد ماهیت مهایات پیش نیاید؛ معتقدند مهایات را باید به صورت شرط ضمن عقد آورد و الزام آور بودن آنرا قطعی و بی اشکال ساخت.[34] برخی از نویسندگان بیع زمانی را بیع مشاعی می­دانند که متضمن نوعی مشارکت با اغیار در انتفاع از مبیع است.[35] در واقع این نویسندگان این نوع قرارداد را نوعی شرکت اختیاری می­دانند. اما بین بیع زمانی و مهایات تفاوتهای اساسی وجود دارد:1ـ در مهایات توافق میان شرکاست ولی در بیع زمانی توافق یا قرارداد میان خریدار و فروشنده به وجود می­آید.2ـ در مهایات مال مورد نظر مشاع است، در حالی که در قرارداد بیع زمانی، در مقطعِ زمانی خویش که در قرارداد تعیین شده شریک دیگری ندارد و مال مذکور مشاع نیست.3ـ در مهایات جوهر اساسی، «تقسیم منافع» براساس واحد زمان و توافق شرکا است، در حالی در قرارداد بیع زمانی عقد بیع میان فروشنده و تک تک خریداران واقع می­شود که عین مال و منافع نیز به تبع عین به خریداران منتقل می­شود.4ـ همان طور که اشاره شد برخی از حقوقدانان معتقدند که در مهایات منفعت هر شریک با شریک دیگر معاوضه می­شود (اباحه منفعت معوض)، در حالیکه در بیع زمانی تملیک عین و منفعت تؤاماً رخ می­دهد و اباحه منفعت معوض نداریم. 5ـ همانطور که بیان شد برخی­ها مهایات را عقدی جایز و قابل رجوع می­دانند، در حالی که، قرارداد بیع زمانی عین موضوع قرارداد است و عقدی لازم است.6ـ در قرارداد بیع زمانی خریدار می­تواند مال موضوع قرارداد یا منافع آنرا به شخص ثالث انتقال دهد، این در حالی است که در مهایات که منفعت تقسیم می­شود، شریک نمی‌تواند منفعت را به دیگری  انتقال یا اجاره دهد.7ـ در مهایات واژه ثمن وجود ندارد و به عبارت دیگر، این اصطلاح در مهایات جایگاهی ندارد، اما در قرارداد بیع زمانی یکی از عوضین، ثمن است. همچنین می­توان افزود که مهایات در مورد مالی است که، اولاً قابلیت تقسیم و افراز را نداشته باشد، مانند حیوان و خانه. ثانیاً امکان استفاده و انتفاع از آن مال در آنِ واحد برای کلیه شرکا وجود نداشته باشد. ثالثاً میان شرکا تمایلی برای فروش مال مشاع و تقسیم ثمن آن وجود نداشته باشد.[36]



[1]ـ ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، پیشین، جلد 1، صص 75 ـ 76.

[2]ـ سید عبدالمطلب احمدزاده بزاز، مالکیت موقت، پیشین، ص 123.
[3]ـ پرویز عامری و اعظم انصاری، پیشین، ص 117.
[4]ـ همان، ص 128.
[5]ـ ناصر کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق حقوقی: اعمال حقوقی، (تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم، 1389)، ص 41.

[6]ـ همان، ص 49.

[7]ـ سعید شریعتی، «بیع زمانی یا انتقال مالکیت زمان بندی شده (بخش دوم و پایانی)»، ماهنامه کانون، شماره 89، (بهمن 1387)، ص30.
[8]ـ ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی: قواعد عمومی قراردادها، پیشین، جلد 3، ص 253.
[9]ـ محمد احمری، پیشین، صص 90 ـ 91.
[10]ـ سید محمد حسن بجنوردی، پیشین، جلد 5، ص 12.
[11]ـ میزا ابوالقاسم قمی، جامع الشتات، تحقیق و تعلیق و ترجمه: عیسی ولائی، (کتاب الهبات و الوصایا)، (تهران، انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، چاپ اول، زمستان 1380)، جلد 2، ص 58.
[12]ـ محمد جعفر جعفری لنگرودی، حقوق مدنی: رهن وصلح، (تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ دوم، 1370)، صص 134 ـ 135.
[13]ـ سعید شریعتی، پیشین (بخش اول)، ص 41
[14]ـ ابن منظور، لسان العرب، (بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ سوم، 1414 هـ ق)، جلد 2، ص 517؛ مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، (بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، 1414 هـ ق)، جلد 4، ص 125.
[15]ـ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، (قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1410 هـ ق)، جلد 7، ص266؛ ابن منظور، پیشین، جلد 12، ص 293.
[16]- ابوعلی الفضل بن الحسن الطبرسی، تفسیرمجمع البیان، مترجم: علی کاظمی، (تهران، انتشارات فراهانی، بی چا، 1363)، جلد 23، ص 90؛ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، (بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ اول، 1411 هـ ق)، جلد 18، ص  251.
[17]ـ مسعود امامی، پیشین، صص 98 ـ 106.
[18]ـ احمد اشرفی، پیشین، صص 158 ـ 159.
[19]ـ سعید شریعتی، پیشین (بخش دوم)، ص 39.
[20]ـ کمال قاسمی، «تایم شرینگ یا صلح منافع»، ماهنامه کانون، شماره84، (شهریور1387)، ص 114.

[21]ـ سعید شریعتی، پیشین، ص 41؛کمال قاسمی، پیشین، ص 113.

[22]ـ محمد بروجردی عبده، پیشین، ص259.
[23]ـ احمد اشرفی، پیشین، ص 116.
[24]ـ محمد عبده بروجردی،کلیات حقوق اسلامی، (تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1383)، ص 202.

[25]- ابو جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی، الکافی، (قم، دار الحدیث، چاپ اول، 1429 هـ ق)، جلد 10، ص 478.

[26]ـ سوره نساء (4)، آیه 29.
[27]ـ زین الدین بن علی عاملی «شهید ثانی»، مسالک الافهام الی تنقیح الشرائع الاسلام، (قم، مؤسسه معارف اسلامی، چاپ اول، 1413 هـ ق)، جلد 14، ص32؛ شمس الدین سرخسی، المبسوط، (بیروت، دارالمعرفة، 1406 هـ ق)، جلد 20، ص 170.

[28]- میرزا محمد حسن بن جعفر آشتیانی، کتاب القضاء، (تهران، چاپخانه رنگین، چاپ اول، 1369هـ .ق)، ص292.

[29]ـ محمد جعفر جعفری لنگرودی، «مهایات (افراز منافع)»، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 1، (بهار 1349)، ص 15.

[30]ـ محمد جعفر جعفری لنگرودی، «مهایات (افراز منافع)»، پیشین، ص 15.
[31]ـ محمد حسن قدیری، البیع (تقریرات درس امام خمینی)، (قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، 1376)، ص 7.
[32]ـ احمد اشرفی ، پیشین، ص 125 .
[33]ـ ناصر کاتوزیان، عقود معین: مشارکتها و صلح، (تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ هشتم، 1388)، جلد 2، ص75.
[34]ـ سعید شریعتی، پیشین، ص 37.
[35]ـ احمد اشرفی، پیشین، ص 147.
[36]ـ پرویز نوین، پیشین، صص 55 ـ 57.



دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

3ـ عدم تفکیک پذیری مالکیت از مملوک

شنبه 18 شهریور 1396 10:23 ب.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

 تا زمانی که شیء مملوک باقی است، مالکیت آن شیء نیز باقی است؛ این یکی از ویژگیهای مالکیت است، بنابراین دوام مالکیت نتیجه همین تفکیک ناپذیری مالکیت از عین است. در نتیجه؛ مالکیت، زمانی زایل می­شود که عین از بین برود.[1] البته در موارد انتقال به ارث یا قرارداد، مالکیت به ورثه و منتقل الیه منتقل می­شود و قطع نمی­شود که ادامه مالکیت سابق مورث و ناقل است.[2] همچنین استدلال نموده­اند که ملکیت شیء چنان با خود آن آمیخته است که تا زمان وجود شیء، مالکیت نیز پابرجاست و دوام دارد.[3] به عبارت دیگر، دائمی بودن ملکیت نتیجه اصل تفکیک ناپذیری مالکیت از مملوک است و در نتیجه اگر ملکیت را به زمان مقید کنیم، با اصل مذکور منافات دارد. زیرا با انقضای زمان، رابطه مالکیت قطع می­گردد و مملوک برای لحظه­ای بدون مالک باقی می­ماند؛ بنابراین می‌توان گفت مالکیت موقت با اصل تفکیک ناپذیری مالک از مملوک منافات دارد، در نتیجه مالکیت نمی‌تواند مقید به زمان شود؛ زیرا با دوام مالکیت و انفکاک ناپذیری آن از مملوک منافات دارد.[4] ایرادی که بر این نظر می­توان وارد نمود این است که درست است که مالکیت از وجود اعتباری مال در عالم حقوق جدا نمی‌شود؛ اما معنای عدم، قابلیت تقیید مالکیت به زمان از آن استفاده نمی­شود، زیرا منظور تفکیک ناپذیری مالکیت از عین مملوکه است نه تفکیک ناپذیری مالکیت از مالک و هیچ تفاوتی میان انتقال مال به وسیله اسباب ناقله مالکیت و مالکیت موقت به نظر نمی­رسد.[5] در نتیجه تا زمانی که مملوک وجود دارد، ملکیت هم قهراً موجود است و مملوکی را نمی­توان یافت که بدون مالک باشد، ولی مملوکی را می­توان یافت که در هر مقطعِ زمانی، مالک خاصی دارد. البته شاید بتوان گفت اصل مذکور در اِعراض نقض می­شود، به این دلیل که مالک بدون آنکه آنرا به دیگری منتقل کند از حق ملکیت خود بر مملوک صرف نظر می­کند برای رفع این نقص یا باید اعراض را استثنایی بر اصل تفکیک ناپذیری دانست یا به نحوی آنرا توجیه کرد.[6] به همین منظور برخی از نویسندگان معتقدند، در اعراض به دلیل آنکه وجود فعلی شیء باقی است ملکیت نیز باقی است؛ اگرچه وجود حقوقی و قانونی مال از بین رفته است.[7] اما عده­ای دیگر این مطلب را قبول ندارند و معتقدند که وقتی اعراض از مال صورت می­گیرد، مالکیت نیز از بین می­رود.[8] دلیل دیگری که می­توان برای رد نظر مخالفان در این مورد آورد، این است که استدلال آنان وقتی صحیح و تمام است که ملکیت مال مملوک بعد از انقضای زمان به حال خود رها شده و بدون مالک و بلا تکلیف باشد، در حالی که معنای مقید نمودن ملکیت به زمان، این است که علاوه براینکه مالکیتِ مالک جدید به زمان خاصی مقید می­شود، وضعیت مالک و مملوک نیز برای بعد از عقد مشخص شده است و بعد از اتمام زمان مذکور مال مملوک متعلق حق ملکیت مالکی قرار می­گیرد که پیشتر در ضمن عقد مشخص شده است. این درحالی است که نظر مخالفان بر این مبنا استوار است که مال مملوک بعد از انقضای زمان مقید، بدون مالک می­ماند و عقد نسبت به آن ساکت است.[9]

مغایرت مالکیت موقت با ماهیت مالکیت

 برخی ازحقوقدانان[10] معتقدند که مقتضای ملکیت دوام است؛ در نتیجه، زمانبندی با طبیعت آن مغایرت دارد. زیرا مهمترین ویژگی مالکیت این است که مالک می­تواند در ملک خود همه گونه تصرفی را انجام دهد، برای مثال می­تواند آنرا تلف کند، اما اگر مالکیت موقت باشد، وی موظّف به پس دادن آن به مالک اصلی و یا مالک بعدی است؛ چگونه می­توان تصور کرد که وی می­تواند مال را تلف کند و آنرا نیز به مالک اصلی یا مالک بعدی نیز مسترد کند؟ لذا در چنین حالتی فقط حق انتفاع برای شخص وجود دارد. زیرا در حق انتفاع برای شخص فقط حق بهره­مندی از مال وجود دارد، بدون آنکه بتواند آنرا تلف کند و اگر هم به متصرف مال چنین حقی داده شود، این دیگر حق انتفاع نمی­باشد، بلکه مالکیت دائمی است.[11] برخی از فقها،[12] غیر معقول بودن را دلیل باطل بودن مالکیت موقت می­دانند، بدون آنکه بخواهند دلیل این غیر عقلایی بودن را توضیح و تبیین کنند، ولی منظورآنان از این عدم عقلانیت همین منافات توقیت با ماهیت مالکیت است.[13] اما در جواب می­توان گفت، در مالکیت زمانی فقط یکی از آثار مالکیت (امکان تلف کردن مال) مقید می­شود نه ماهیت یا نفس مالکیت. وانگهی نفی و وجود مالکیت را نمی­توان از وجود یا عدم وجود آثار مالکیت اثبات نمود. زیرا آثار مالکیت لازمه ذات مالکیت نیستند؛ بلکه در ملک مطلق این امر صادق است. در نتیجه در مالکیت زمانی، مالکیت مطلق منتفی است نه اینکه مطلقاً مالکیت منتفی باشد.[14] کسی که به دنبال اثبات امر وجودی است، باید آنرا ثابت کند. مخالفین مالکیت زمانی مدعی این امر هستند که «دوام مقتضای ذات مالکیت است» و «مقید کردن مالکیت از طریق زمان با ماهیت مالکیت منافات دارد» باید برای اثبات این ادعای خود دلیل بیاورند درحالی که گفته موافقان مالکیت زمانی یعنی «زمان بندی با ماهیت مالکیت منافاتی ندارد»[15] موافق با اصل عدم است. زیرا اینان منکر آنند که «ملکیت، اقتضای دوام دارد». دلیل دیگری که می­توان آورد، این است که مواردی وجود دارد که مالک با وجود دوام ملکیت مجاز به از بین بردن مملوک بدون اجازه دیگران نیست. برای مثال در مالکیت مشاع هر کدام از مالکین که بخواهد مال را تلف کند باید از شرکای دیگر اجازه بگیرد، حال آیا می­توان مالکیت مشاع را صرفاً به این دلیل که باید برای تلف نمودن اجازه سایر شرکا را گرفت منکر شد؟ و یا در عقد اجاره، اگر مالک بخواهد عین مستأجره را در مدتی که عین در اجاره مستأجر است تلف کند یا باید عقد اجاره را به دلیلی فسخ کند یا از مستأجر اجازه بگیرد. در جواب سخن مخالفین مبنی بر اینکه اگر مالک حق از بین بردن را نداشته باشد در حقیقت مالک نیست و فقط حق انتفاع دارد؛ می­توان گفت چرا وی که حق تلف ندارد، مالک نباشد و فقط حق انتفاع داشته باشد؟ تفاوت میان مالکیت و حق انتفاع نیز روشن است. (اینکه صرفاً شخصی حق تلف مال خود را نداشته باشد. دلیل بر مالک نبودن و داشتن حق انتفاع نیست)[16] همچنین در تعریف مالکیت هیچ فقیه یا حقوقدانی به قید دوام اشاره­ای نکرده است. چگونه امکان دارد ماهیت ملکیت چیزی را ایجاب کند، در حالی که در تعریف آن از سوی هیچ کس مورد اشاره قرار نگرفته است؟ [17]

بند دوم: دلایل موافقین مالكیت موقت

همان طور که گفتیم از وصف دوام ملکیت سه نوع برداشت و معنا به عمل آمده است. معنای سوم، عدم جواز مُقارن بودنِ مالکیت با اجل است؛ که این معنا مورد اختلاف است. موافقین مالکیت زمانی با ارائه ادله ذیل درصدد اثبات مقارن بودنِ مالکیت، با اجل هستند.

1ـ مالکیت موقت با شرط فاسخ

وقتی که ملکیت به شرط فاسخ مقترن می­گردد و بعد از مدتی شرط مذکور محقق می­گردد، عقد و در نتیجه ملکیت پایان می­پذیرند و در نتیجه قبل از پایان عقد، ملکیت موقت بوده است. در ضعف این دلیل باید گفت که ملکیت معلق به شرط فاسخ، ملکیت موقت نیست. زیرا امکان دارد که شرط فاسخ تحقق نیابد که در این صورت ملکیت دائمی خواهد بود و اگر شرط فاسخ تحقق یافت ملکیت با اثررجعی منفسخ می­شود و گویی اصلاً ملکیت تحقق نیافته است. در نتیجه می­توان گفت، ملکیت معلق به شرط فاسخ، به این دلیل که شرط امر غیر محقق الوقوع است؛ ملکیت موقت نمی­باشد.[18]

2ـ موقت بودن مالکیت ادبی، فنی و صنعتی

مالکیت ادبی، فنی و صنعتی نوعی دیگر از مالکیت موقت است که قانونگذار برایش مدت تعیین کرده است. دکتر سنهوری این دلیل را به صورت غیر مستقیم بیان می­کنند. به این دلیل که به نظر ایشان حقوق ذهنی که بر اشیاء غیر مادی وارد می­شود، مشمول ملکیت نمی­شود و به همین دلیل باید صفت ملکیت را از حق مؤلف یا مخترع، نفی کنیم.[19] اما ایرادی که براین نظر وارد شده این است که تمامی عناصر و صفات مالکیت ـ جز دوام ـ در مالکیت ادبی وجود دارد؛ به چه دلیل آنرا جزء مالکیت ندانیم.[20] برخی نویسندگان اطلاق مالکیت را بر حق مؤلفان و مصنفان روا دانسته­اند، با این توضیح که مالکیت در اسلام دارای مفهومی گسترده از حقوق رم است. «مالکیت در حقوق اسلام نه تنها شامل مالکیت عین می‌گردد، بلکه مالکیت منفعت و انتفاع و ملک الملک[21] را فرا می­گیرد. حتی این کلمه گاهی در مورد حقوق غیرمالی نیز به کار می­رود». ماده 29 قانون مدنی ایران نیز مالکیت را اعم از مالکیت عین و منفعت می­داند.[22]

3ـ مالکیت موقت مستأجر نسبت به ابنیه­ی احداثی بر اساس توافق با موجر

اگر موجر به مستأجر اجازه دهد که در عین مستأجره بنا احداث کند، با این شرط که این بناها در پایان مدت اجاره ملک موجر باشد؛ در نتیجه از آنجا که مالکیت مستأجر تا مدت اجاره باقی می­ماند؛ لذا مالکیتش موقت است و بعد از انقضای مدت اجاره، ملکیت بنا به موجر می­رسد و او باید معادل بنا را به مستأجر بدهد.[23] دکتر سنهوری این استدلال را صحیح نمی­دانند. به نظر ایشان بناها از هنگام ساخته شدن متعلق به موجر است و مالکیت وی در خلال مدت اجاره و بعد از انقضای مدت آن باقی می­ماند. مستأجر نه مالکیت دائمی دارد و نه مالکیت موقت، بلکه اصلاً مالک نیست و فقط به موجب عقد اجاره دارای حق انتفاع نسبت به بناها می­باشد. وقتی که اجاره به پایان رسید موجر باید عوض بناهای ساخته شده را اگر شرط شده باشد بپردازد، ولی اگر شرط نشده باشد وی وظیفه ندارد که هیچ عوضی را بپردازد. پس از آنجا که مستأجر مالک بناها نیست، وی وظیفه دارد از بناها محافظت کند و اگر به این وظیفه­ی خود عمل نکند، مسؤول ضرر و زیانی است که به مالک وارد می­شود.[24]

4ـ امکان تقیید مالکیت به کسر مشاع

برخی از حقوقدانان برای اثبات مالکیت موقت به این نکته متمسک شده­اند که مالکیت را می‌توان به زمان مقید کرد، همانگونه که می­توان آنرا به کسر مشاع مقید نمود.[25] البته برخی از محققین معتقدند که در مالکیت زمانی حالت اشاعه حفظ می­شود، زیرا اشاعه به معنای سهیم بودن تمامی مالکان در جزء جزء مال مشترک است که این امر در مالکیت زمانی هم محقق است؛ فقط میزان انتفاع از مال مشترک بر اساس زمان تسهیم شده است. ثانیاً مالکیت زمانی وسیله­ای برای تجمیع سرمایه­های اندک مالکین و استفاده از مزایای شرکت است.[26] این نظر را در گفتار دوم از مبحث دوم همین فصل به بوته­ی نقد خواهیم گذاشت.





دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

مبحث سوم: چگونگی تعیین تکلیف در مورد اعتراض اشخاص بابت اقدام ثالث

شنبه 18 شهریور 1396 10:21 ب.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

گفته شد كه در اجرای احكام مدنی و اجرای ثبت به جهت این كه هدف وصول محكوم به می باشد، پیرامون دخالت ثالث ممانعت چندانی به عمل نمی آید مگر این كه قانوناً امكان دخالت ثالث وجود نداشته باشد، هم چنین بیان شد كه شخص ثالث می تواند هم در جایی كه محكوم به یا موضوع سند مال باشد و هم جایی كه محكوم به یا موضوع سند عمل است، دخالت كند.

 اما مسأله ای كه مطرح می شود در فرضی است كه محكوم به یا موضوع سند مال است و شخص ثالث اقدام به معرفی مالی در جهت وصول آن می نماید در این حالت ممكن است شخص دیگری پیدا شود كه ادعای حقی نسبت به مال معرفی شده از ناحیه ثالث بنماید در این خصوص تكلیف قضیه را چگونه باید حل كرد؟ آیا دایره اجرای احكام باید طبق مواد 146 و 147 ق.ا.ا.م[6] و اجرای ثبت بر اساس مواد 62، 66، تبصره ماده 80 ، ماده 90، و 96 آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا موضوع را فیصله دهد یا این كه مواد مذكور ناظر به جایی است كه مالی به عنوان مال محكوم علیه یا متعهدله توقیف شود و شخص ثالث ادعای حقی نسبت به آن نماید نه این كه مالی از شخص ثالث دخالت كننده در اجرای حكم یا سند توقیف شود. بنابراین در این فرض اجرای احكام و اجرای ثبت باید اقدام به رفع توقیف مال و تحویل آن به ثالث نماید و شخص ذی نفع مدعی را به طرح دعوی در محاكم ارشاد نماید؟

پاسخ به سؤال مذكور نیازمند تحلیل دقیق موضوع دارد. در طول مقاله بارها تاكید كرده ایم كه عمل صورت گرفته از ناحیه شخص ثالث علی الاصول ایقاع است و چنان كه دیدیم اصل لزوم قراردادها، در ایقاع نیز جریان می یابد ضمن این كه گفتیم دایره اجرای احكام و اجرای ثبت با رعایت ق.ا.ا و آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا زمانی اقدام به توقیف مال معرفی شده از ناحیه ثالث می نماید كه مال معرفی شده یا مال منقول بوده و در تصرف ثالث باشد یا این كه امارات و قرائنی دال بر مالكیت ثالث وجود داشته باشد. اگر مال معرفی شده، غیرمنقول باشد باید یا به نام ثالث ثبت شده یا به او به یكی از طرق قانونی منتقل گردیده باشد و یا اگر فاقد سند مالكیت باشد در تصرف مالكانه ثالث باشد.

 بنابراین با توجه به این كه با توقیف مال معرفی شده از ناحیه ثالث حقی نسبت به مال مزبور برای محكوم له و متعهدله ایجاد می شود، درست مثل این كه مال محكوم علیه یا متعهد توقیف گردیده باشد، لذا اجرای احكام و اجرای ثبت مجاز به رفع توقیف نمی باشد و مكلف است تكلیف قضیه را طبق مواد 146 و 147 ق.ا.ا.م و اجرای ثبت بر اساس مواد 62، 66، تبصره ماده 80 ، ماده 90، و 96 آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا موضوع را فیصله دهد. یعنی اگر نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده شخص ثالثی [منظور ثالث ذی نفع] اظهار حقی بنماید كه ادعای او مستند به حكم قطعی یا سند رسمی باشد كه تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است، توقیف رفع می شود این فرض ناظر به موردی است كه شخص ثالث در حضور مامور اجرای احكام چنین اظهاری بنماید و ادعای خود را نسبت به مال معرفی شده از ناحیه ثالث مطرح می كند اما اگر غیر از این باشد عملیات اجرایی تعقیب می گردد و ذی حق باید برای جلوگیری از عملیات اجرایی و اثبات ادعای خود به دادگاه رجوع كند. در این صورت دادگاه مكلف است طبق ماده 147 ق.ا.ا.م به موضوع رسیدگی و رفع اختلاف خواهد كرد.

و محكوم له نیز می تواند با معرفی مال دیگری از محكوم علیه از این همه دردسر رهایی یافته و موجبات اجرای حكم را فراهم نماید، در این فرض رسیدگی به شكایت شخص ثالث نیز موقوف خواهد شد.

از طرفی دیگر ممكن است گفته شود، كه فرض مواد 146 و 147 ق.ا.ا.م و مواد 62، 66، تبصره ماده 80 ، ماده 90، و 96 آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا ناظر به جایی است كه مالی به عنوان مال محكوم علیه یا متعهد توقیف می شود و ثالث ادعای حقی نسبت به آن می نماید، لذا موضوع معرفی مال از ناحیه ثالث در جهت اجرای حكم و سند و ادعای ذی نفع دیگری نسبت به آن مال منصرف از مواد 146 و 147 ق.ا.ا.م و مواد 62، 66، تبصره ماده 80 ، ماده 90، و 96 آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا می باشد و لذا با طرح چنین ادعایی اجرای احكام و اجرای ثبت مكلف به رفع توقیف از مال ثالث می باشد و باید منتظر معرفی مال دیگری از محكوم علیه به وسیله محكوم له بماند، این نظر بر اساس استدلال ذکر شده در مورد قبلی قابل پذیرش نمی باشد .

 

 



1- سوال: درمواردی که محکوم علیه مالی معرفی کرده و مال مذکور در دو بار مزایده به فروش نرفته و محکوم له نیز مال معرفی شده قبول ننموده بازداشت محکوم علیه به درخواست محکوم له بر اساس ماده 2 قانون نحوه اجرا ی محکومیت های مالی ضرورت پیدا خواهد کرد؟

پاسخ: ماده 132 قانون اجرای احکام مدنی صرفا دوبار مزایده را در نظر گرفته و تکرار مزایده بیش از دوبار محل قانونی ندارد مگر به توافق محکوم له ، ضمنا چون به هر حال مالی از محکوم له در دسترس قرار گرفته، اعمال ماده 2 قانون نحوی اجرای محکومیت های مالی مجوزی نخواهد داشت.

سوال : اگر در مزایده ای خریدار پیدا نشد و جلسه مزایده تجدید شد و در مرحله دوم نیز خریدار وجود نداشت آیا می شود با تقاضای محکوم له اعمال ماده 2 قانون نحوه محکومیت های مالی اعمال نمود یا اینکه مال مورد مزایده به قیمت کار شناسی به محکم له تحویل میگردد؟

پاسخ :‌   اولا : با معرفی مال جهت فروش به وصول محکوم به با توجه به قسمت اخیر ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی موردی جهت اعمال ماده مزبور نخواهد بود.

          ثالثا : در صورت نبودن خریدار جهت مزایده با توجه مفاد ماده 132 و 144 قانون اجرای احکام مدنی بار دوم مزایده چنان چه محکوم له به قیمت کارشناسی مال را قبول نماید به خود محکوم له واگذار و تملیک خواهد شد.      

مجموعه مشاوره های قضایی (آیین داد رسی مدنی و اجرای احکام مدنی)معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه، تهران، جنگل، 1389 ص860، ش 1613

مجموعه مشاوره های قضایی (آیین داد رسی مدنی و اجرای احکام مدنی)معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه، تهران، جنگل، 1389 ص 857 و ص 858، ش 1607

سوال : چنانچه محکوم علیه پس از بازداشت ملکی معرفی کند، آیا دایره ی اجرا می تواند از او رفع بازداشت نماید؟

کمیسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ 14/1/44

هرگاه بعد انقضای ده روز از ابلاغ اجراییه مدیون مالی به اجرا معرفی کند باید به طور فوق العاده برای برآورد قیمت و بازداشت آن اقدام گردد و در صورتی که مال مذکور تکافوی طلب داین را کند از مدیون رفع بازداشت گردد.

رویه قضایی ایران در ارتباط با اجرای احکام مدنی معاونت اموزش قوه قضاییه تهران، جنگل 1387 ص 95، ش38

سوال : در موردی که مال معرفی شده از طرف محکوم علیه تکافوی محکوم به را ننموده و محکوم له تقاضای بازداشت محکوم علیه را می نماید، آیا اجرا می تواند نسبت به مازاد محکوم علیه را توقیف کند یا خیر؟

با توجه به ماده 55 قانون تسریع محاکمات که در ذیل درج می گردد:

ماده 55: همین که ورقه اجراییه به اقامتگاه محکوم علیه ابلاغ شد محکوم علیه مکلف است در ظرف ده روز مفاد آن را به موقع اجرا بگذارد یا با محکوم له قراری برای اجرای حکم داده و رییس اجرا را از قرار مزبور (که باید مصدق محکوم له باشد)مسبوق نماید و یا مالی از خود نشان بدهد که با فروش آن مفاد حکم را بتوان به موقع اجرا گذاشت.

کمیسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ 10/6/44

بر طبق ماده 55 قانون تسریع محاکمات که مقرر می دارد محکوم علیه باید از خود مالی نشان بدهد که با فروش آن مفاد حکم را بتوان به موقع اجرا گذاشت چنین استفاده می شود که مال معرفی شده از طرف محکوم علیه باید تکافوی محکوم به را بنماید در غیر این صورت نسبت به مازاد در صورتی که با اعلام مراتب به محکوم علیه مالی برای اجرای حکم نکرده و با محکوم له قراری برای پرداخت قسمت دیگر محکوم به ندهد و یا در موعد قانونی درخواست اعسار به دادگاه صالح تقدیم ندارد توقیف نامبرده به تقاضای محکوم له بلامانع است.

رویه قضایی ایران در ارتباط با اجرای احکام مدنی معاونت اموزش قوه قضاییه تهران، جنگل 1387 ص116، ش76

سوال : در اجرای محکومیت های مالی چنانچه توسط محکوم له مالی از محکوم علیه توقیف شود و بخاطر عدم استیعاب مال توقیفی با محکوم به با درخواست محکوم علیه و قبول محکوم له از مال رفع توقیف بعمل آید آیا در این صورت با تقاضای محکوم له درباره بازداشت محکوم علیه دادگاه چه وظیفه ای دارد؟ آیا محکوم علیه بازداشت می شود یا این که چون مالی از ناحیه وی معرفی شده است بازداشت نمی شود؟

نظر اکثریت: برابر تقاضای محکوم له محکوم علیه در فرض سوال بازداشت خواهد شد.

نظر اقلیت: در صورت احراز استیعاب مال توقیف شده با ارزیابی کارشناس با محکوم به بازداشت غیر قانونی است.

نظر ابرازی:

 اولاً، فرض سوال مانند زمانی است که مقداری مال از محکوم علیه توقیف شده باشد و درباره مابقی امتناع ورزد در نتیجه با تقاضای بازداشت از ناحیه محکوم له دستور بازداشت صادر خواهد شد ثانیا: به حسب واقع محکون علیه دین خود را پرداخت نکرده است و محکوم مالی به قوت خود باقی است در نتیجه برابر قانون محکومیت های مالی بازداشت محکوم علیه قانونی است.

 نظر اول: با توجه به سوال وعدم استیعاب و فراگیر نبودن مال توقیف شده با محکوم به به دلیل زیر بازداشت محکوم علیه بلااشکال است..

نظر دوم: در صورت اینکه احراز گردد که مال معرفی شده جهت توقیف ارزش معادل محکوم به داشته است در این صورت بازداشت قانونی محسوب نمی شود مثلا ملک توقیف شده قبلی برابر ارزیابی کارشناسان مطابق محکوم به باشد در این فرض با توجه به اینکه  محکوم علیه مال را معرفی و محکوم له با رفع توقیف آن موافق بوده است بازداشت قانونی نیست.

نظر کمیسیون

نشست قضایی (4) جزایی: نظر به اینکه امر بازداشت مدیون امر عارضی و موخر بر مراتبی است که محکوم له نتواند مالی از محکوم علیه معرفی کند، لذا با تعرفه مال مدیون به وسیله محکوم له و توقیف اولیه آن ضرورت بازداشت مدیون فارغ از فرضهای (1- فراگیر نبودن میزان مال توقیف شده با مقدار محکوم به 2- رفع توقیف مال مدیون)کلا منتفی می شود

رویه قضایی ایران در ارتباط با اجرای احکام مدنی معاونت اموزش قوه قضاییه تهران : جنگل 1387 ص248و 249،ش66





دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -

مبحث سوم:‌ قابلیت اجرای سند توسط ثالث

شنبه 18 شهریور 1396 10:21 ب.ظ

لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
admin a

در مبحث دوم فصل دوم قابلیت اجرای حکم توسط ثالث بحث و بررسی شد و چگونگی اجرای حکم توسط ثالث با توجه به نوع رای (در احکام،  قرار تامین و دستور موقت) و نوع محکوم به ( اعم از عین معین، ‍پرداخت مال به طور کلی، و یا انجام عمل) مورد بحث و بررسی قرار گرفت لذا در این مبحث براساس اصول کلی حقوقی و بر محور مواد 267 قانون مدنی و تبصره ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی و مواد 24، 25 و 100 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا به قابلیت اجرای سند توسط ثالث در سه گفتار می پردازیم:

گفتار اول: اجرای اصل در سند

در ماده 267 قانون مدنی اجازه ایفاء دین توسط غیر مدیون حتی در صورتی که غیرمدیون از ناحیه مدیون اجازه این عمل را نداشته باشد داده شده است و در تبصره ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی نیز صراحتاً اعلام شده است «شخص ثالث نیز می تواند به جای محکوم علیه برای استیفاء محکوم به مال معرفی کند» در ماده 24 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا مصوب 1387 قید شده است  « ثالث می تواند مال خود را برای اجراییه معرفی کند...» و در ماده ۱۰۰ ایین نامه مذکور مقرر شده است « در هر مورد که از طرف متعهد یا ثالث مالی در قبال دین معرفی و بازداشت شود متعهدله می تواند تا قبل از انتشار  آگهی مزایده مال دیگری برای استیفا طلب خود معرفی کند، مشروط به اینکه وصول طلب از این مال آسان تر باشد ...» کما اینکه این شرط در ماده 53 ق.ا.ا.م نیز بیان شده است[1].

بر اساس انچه که مواد قانونی مذکور و مواد استنادی از ایین نامه مارالذکر مقرر نموده است می توانیم به این صورت نتیجه گیری نمایم که: بدون رضایت مدیون و داین و محکوم و محکوم علیه و متعهد و متعهدله سند شخص ثالث می تواند اقدام به پرداخت دین مدیون به داین، پرداخت محکوم به مالی به محکوم علیه و همچنین پرداخت وجه سند نماید در واقع از مجموع این مواد به اصل قابلیت معرفی مال توسط ثالث جهت اجرای مفاد اجرائیه واجرای سند بجای معتهد توسط ثالث برسیم، در مورد چگونگی اجرای حکم توسط ثالث در مبحث دوم فصل دوم بحث و بررسی شد و در این گفتار اجرای اصل مذکور در سند بیان شد درگفتار بعدی به قابلیت اجرای سند توسط ثالث با توجه به نوع تعهد پرداخته می شود.

گفتار دوم:  قابلیت اجرای سند ثالث با توجه به مدلول سند

بر اساس بند ب و ج ماده 1 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا مدلول سند می تواند حاکی از تعهد مدیون به پرداخت وجه نقد یا پرداخت جنس و یا تعهد به فعل معین باشد اعم از پرداخت وجه یا رد طلب یا هر عمل دیگر باشد، لذا موضوعی که باید در اینجا مورد بحث قرارگیرد این است آیا امکان اجرای موضوع متعهد توسط ثالث درهر تعهدی وجود دارد یاخیر؟ همانطوریکه توضیح داده شد تعهدات موضوع سند لازم الاجرا نیز همانند احکام دادگاهها می تواند پرداخت مال معین باشد و یا پرداخت وجه یا تحویل مال بطورکلی باشد یا انجام عمل معینی باشد وبه عبارت دیگر سوالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا در همه این نوع تعهدات امکان اجرای تعهد توسط شخص ثالث وجود دارد یا خیر؟ هرچند موضوع تعهدات می تواند به تعداد تعهداتی که بین اشخاص منعقد توافق می شود متنوع باشد با این وصف تقسیم بندی مذکور به نظرمی رسد دربرگیرنده کلیه تعهدات بوده و کامل باشد، بدین جهت به بررسی این موضوع در سه بند می پردازیم.


 

بند اول: سند مربوط به مال معین

چنانچه مدلول سند تحویل یا پرداخت مال معین باشد به نظر می رسد اجرای این تعهد فقط باید توسط متعهد سند با تحویل عین معین انجام شود چرا که وقتی شخصی تعهد به تحویل مال معینی به شخص دیگری با توافق وی می نماید هر دو شخص با توجه به زمینه های امکان تحویل مال معین از قبیل تصرف و مالکیت متعهد در آن مال و یا قابلیت دسترسی متعهد به آن مال اقدام به انعقاد قرارداد و تنظیم سند می نمایند مثل تحویل آپارتمان یا خودروی معین و خاص، در این صورت امکان دخالت ثالث بطور طبیعی و قانونی برای ثالث وجود ندارد چرا که ثالث قاعدتاً در آن مال تصرف و یا مالکیت ندارد یا آن مال در دسترس شخص ثالث قرار ندارد، لذا وقتی که شخصی مالکیتی یا تصرفی در مال ندارد قانوناً حق دخالت برای وی جهت تحویل مال نخواهد بود.

 و چنانچه مال مورد نظر در تصرف و یا دسترس ثالث نباشد نیز طبیعتاً امکان اجرای تعهد برای ثالث نخواهد بود.

همان طور که در ماده 46 قانون اجرای احکام مدنی بیان شده در ماده 29 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی هم مقرر شده چنانچه عین مال موضوع سند تلف شده و یا در دسترس متعهد سند نباشد و یا موضوع تعهد، مال کلی فی الذمه باشد و متعهد از انجام تعهد امتناع ورزد متعهد له می تواند بهای روز اجرای تعهد را بخواهد، در این صورت بها توسط کارشناس رسمی تعیین و از متعهد اخذ می گردد، مگر اینکه در سند ترتیب دیگری بین طرفین مقرر شده باشد، در این صورت طبق قرارداد و ترتیب مقرر بین طرفین سند عمل خواهد شد.

بر اساس ماده 28 ایین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا چنانچه تسلیم مال منقول معین موضوع تعهد بوده و در تصرف غیر باشد و متصرف نسبت به عین و یا منافع آن دعوی مالکیت کند مامور اجرا متعرض آن نمی گردد و متعهد له می تواند به دادگاه مراجعه نماید.

و چنانچه اجراییه بر تسلیم غیر منقول معین صادر شده باشد و متصرف نسبت به منافع آن به استناد حکم دادگاه یا سند رسمی صادره از مالک که تاریخ آن مقدم بر سند متعهدله باشد ادعای حق نماید مال با رعایت حقوق و تصرفات مستند به حکم یا سند رسمی، تحویل متعهدله داده می شود.

با عنایت به مطالبی که بیان شد نتایج زیر به دست می آید:

1- در موردی که متعهدله می تواند بهای روز اجرای تعهد را بگیرد، امکان دخالت ثالث جهت اجرای مدلول سند وجود دارد

 2- همچنین در موردی که موضوع سند مال منقول و یا غیر منقول بوده و در تصرف غیر باشد و همان متصرف به عنوان ثالث بخواهد مدلول سند را اجرا نماید  نیز دخالت ثالث امکان پذیز بوده و قابلیت پذیرش دارد.

بند دوم: سند مربوط به مال به طور کلی

همانطوریکه در ابتدای بحث مربوط به اجرای سند توسط ثالث بحث شده در مواد 25،24 و 100 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم اجرا صراحتاً امکان معرفی مال توسط ثالث جهت اجرا اجراییه پیش بینی شده است.

هدف متعهدله از اجرای سند رسیدن به موضوع اجراییه است و چنانچه موضوع اجراییه پرداخت وجه نقد و یا تحویل مال کلی فی الذمه باشد مسلماً برای محکوم له تفاوتی نمی کند پرداخت وجه نقد و یا تحویل مال کلی فی الذمه، توسط چه شخصی انجام شود بدین جهت در مواد مذکور حق اعتراض برای متعهدله پیش بینی نشده است و لذا اجرای ثبت مکلف به قبول وجه نقد یا مال کلی تحویل شده توسط ثالث خواهد بود چراکه در نتیجه معرفی مال از ناحیه ثالث جهت اجرای موضوع سند و نهایتاً با فروش آن مال معرفی شده، حقوق متعهدله پرداخت می گردد و هدف تنظیم سند و صدور اجرائیه محقق می گردد.

سوالی که در اینجا به ذهن می رسد این است آیا متعهدله سند می تواند علیرغم معرفی مال ار ناحیه ثالث اقدام به بازداشت اموال دیگری از مدیون نماید؟

 پاسخ این سوال از مواد 25 و 100 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا بدست می آید، براساس مواد اخیرالذکر معرفی مال از طرف ثالث مانع از تقاضای بازداشت اموال دیگر مدیون توسط متعهدله نخواهد بود مشروط به اینکه:

1-               فروش اموالی که درخواست بازداشت آن می گردد آسان تر باشد.

2-               وصول طلب از این مال آسان تر باشد.

3-               آگهی مزایده مال معرفی شده از ناحیه ثالث منتشر نشده باشد.

4-               فقط برای یک مرتبه درخواست توقیف با شرایط مذکور پذیرفته می شود.

در این صورت پس از بازداشت اموال معرفی شده از ناحیه متعهدله، معادل آن از اموالی که قبلاًً بازداشت شده است رفع بازداشت می گردد.

در ق.ا.ا.م اجرای احکام مدنی هرچند به این موضوع تصریح نشده است با این وصف با استفاده از مفهوم ماده 53 ق.ا.ا.م در بند دوم از گفتار دوم از فصل دوم پایان نامه بیان شد که چون فلسفه معرفی مال از ناحیه ثالث وصول محكوم به از آن می باشد، لذا در مواردی که از مال معرفی شده توسط ثالث است استیفای محكوم به سهل الوصول نباشد، و از طرفی محكوم له هم قدرت معرفی مال سهل الوصول تری از محكوم علیه داشته باشد، به نظر می رسد اجرای احكام مكلف به پذیرش درخواست معرفی مال از ناحیه محکوم له می باشد، همان طور كه هنگامی كه شخص محكوم علیه مالی را معرفی می كند، قانونگذار این اختیار را به محكوم له داده است که تقاضای تبدیل مال توقیف شده را بنماید به طریق اولی در مورد ثالث هم باید آن را بپذیریم.


 

بند سوم: سند مربوط به انجام عمل انجام

موضوع بحث در این قسمت د ر مواردی است که موضوع تعهد سند انجام عمل توسط متعهد است آیا در این مورد امکان دخالت ثالث جهت اجرای موضوع تعهد که انجام عمل خاصی است وجود دارد؟ آیا با استفاده از مواد قانونی مربوط به معرفی مال از ناحیه ثالث جهت اجرای موضوع اجراییه می توانیم اجازه اجرای تعهد به ثالث بدهیم؟

در بحث مربوط به ایفای تعهد از جانب غیر مدیون در جایی که موضوع تعهد عمل باشد توضیح دادیم که هرگاه موضوع تعهد انجام عمل باشد و مباشرت متعهد در آن شرط نباشد شخص ثالث بنابر اصل پذیرفته شده در ماده 267 ق.م می تواند نسبت با آن اقدام نماید و در بحث اجرای حکم توسط ثالث نیز به این نتیجه رسیدیم که در اجرای حکم نیز چنانچه شرط مباشرت محکوم نباشد امکان اجرای مفاد حکم توسط ثالث وجود دارد، مگر اینکه انجام عمل توسط ثالث از نظر قانونی و طبیعی امکان پذیر نباشد.

در مورد اجرای موضوع تعهد توسط ثالث نیز به بررسی موضوع می پردازیم.

در ماده 34 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا در این مورد تعیین تکلیف شده است بدین صورت که:

ماده34ـ در موردی که اجرائیه برای انجام تعهدی از قبیل تعمیر بنا، قنات، یا تکمیل ساختمان یا بنای جدید یا غرس اشجار و امثال آن، صادرشده و متعهد پس از ابلاغ اجرائیه اقدام به انجام آن ننماید، اداره ثبت متعهد را الزام به انجام تعهد یاپرداخت هزینه‌های لازم برای انجام آن می‌نماید، اگر متعهد اقدام نکند متعهدله می‌تواند با اطلاع اداره ثبت به هزینه خود تعهد مزبور را انجام دهد و اگر کیفیت انجام تعهد یا تعیین میزان هزینه آن محتاج به نظر کارشناس باشد، اداره ثبت یک نفرکارشناس رسمی برای تعیین کیفیت انجام تعهد یا هزینه آن تعیین خواهدکرد، و حق‌الزحمه کارشناس به میزان مناسبی جزء سایر هزینه‌ها از متعهدله توسط اجرای ثبت دریافت می‌گردد و متعهدله حق دارد کلیه هزینه‌ها را از متعهد توسط اجرای ثبت مطالبه و دریافت نماید

ماده 34 آیین نامه مربوط به موردی است که متعهد سند خود عهده دار انجام تعهد شده است با این وصف علیرغم ابلاغ اجراییه از اجرای آن خودداری می نماید در این صورت اجرای ثبت متعهد را ملزم به انجام تعهد یا پرداخت هزینه های لازم برای انجام آن می نماید و در صورت عدم اقدام توسط متعهد،متعهدله می تواند با اطلاع اداره ثبت به هزینه خود تعهد مزبور را انجام دهد و در صورت ضرورت اخذ نظر کارشناسی جهت تعیین کیفیت انجام متعهد یا هزینه اجرای تعهد اداره ثبت با تعیین کارشناس رسمی هزینه و کیفیت انجام تعهد را مشخص خواهد نمود پس در این مورد نیز امکان اجرای تعهد توسط ثالث با شرایطی که برای متعهدله وجود دارد وجود خواهد داشت.

 

 

 

 

فصل چهارم

ماهیت عمل حقوقی شخص ثالث و نقش اشخاص مختلف در اجرای احكام و اسناد توسط ثالث

 

 

 

 

 

 

ماهیت عمل حقوقی شخص ثالث و تکلیف اشخاص مختلف دخیل در جریان اجرای احكام و اسناد توسط ثالث

یكی از مباحث مهم این پژوهش بررسی و تحلیل ماهیت عمل حقوقی صورت گرفته توسط شخص ثالث است می خواهیم بدانیم آیا آن چه كه توسط ثالث انجام می شود، ایقاع است یعنی عمل حقوقی كه تنها با یك اراده صورت می پذیرد و اراده اشخاص دیگر در آن نقشی ندارد، یا این كه باید ماهیت آن چه را كه به وقوع می پیوندد در قالب توافق دو طرف به ویژه حواله و تبدیل تعهد توجیه نمود.

تعیین ماهیت عمل حقوقی آثار زیادی به بار می آورد، به عنوان مثال اگر عمل صورت گرفته را ایقاع بدانیم و اراده محكوم له و محكوم علیه و متعهد و متعهد له را در آن موثر ندانیم، آن چه كه صورت می پذیرد را می توان تضمینی برای محكوم له دانست و با ورود ثالث و اعلام آمادگی وی جهت اجرا، تضمینی در جهت وصول محكوم به برای محكوم له و مورد تعهد برای متعهدله به وجود می آید، لذا هر گاه شخصی مدعی شود كه نسبت به مال معرفی شده توسط ثالث ذی نفع است، محكوم له و متعهدله می توانند از  اجرا احکام و اجرای ثبت بخواهند كه از مال مزبور رفع توقیف شود و خود به معرفی مال دیگری از محكوم علیه  متعهد بپردازند.

یا این كه اگر عمل صورت گرفته را در قالب عقود به ویژه حواله توجیه نماییم، بدین نحو كه معتقد باشیم با توافق محكوم علیه و یا متعهد سند رسمی با ثالث كه مدیون محكوم علیه و یا متعهد  است؛ شخص ثالث (محال علیه) توافق نماید كه دین محكوم علیه یا متعهد را به محكوم له یا متعهدله بپردازد، در این فرض با قبول محكوم له یا متعهد له(محال له)، محیل (متعهد سند یا محكوم علیه) از ردیف بدهكار محكوم له و متعهدله خارج می شود و محال علیه (ثالث) مدیون محكوم له یا متعهد له سند می شود، لذا اگر در وصول محكوم به یا موضوع سند از ثالث اشكالی پیش آید، چون محكوم علیه یا متعهد سند بری می شود، شخص محكوم له یا متعهد له حق مراجعه به او را نخواهد داشت.

با اعتقاد به این كه تعیین ماهیت حقوقی عمل صورت گرفته توسط ثالث، آثار حقوقی دیگری نیز دارد كه به آن آثار در جای خود به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد، در ادامه این مبحث نقش اشخاص مختلف در اجرای حكم و سند توسط ثالث را مورد بررسی قرار خواهیم داد؛ یعنی خواهیم دید كه آیا محكوم له یا متعهد له در جایی كه محكوم به مال است و ثالث اقدام به معرفی مال در جهت اجرای حكم یا  سند می نماید این حق را دارد كه با اقدام او مخالفت كند و دلایلی ارائه دهد كه آن چه ثالث انجام می دهد حقوق او را كاملاً تأمین نمی كند؟

سپس نقش اجرای احكام و اجرای ثبت را در این خصوص مورد بررسی قرار می دهیم، و به ویژه بررسی خواهیم كرد كه آیا اجرای احكام و اجرای ثبت مكلف به پذیرش اقدام ثالث است یا مختار؟

در پایان به اشكالاتی كه در جریان اجرای حكم و سند توسط ثالث پیدا می شود به ویژه ادعای ذی نفع قانونی نسبت به مال معرفی شده توسط ثالث خواهیم پرداخت.

مبحث اول: ماهیت حقوقی عمل شخص ثالث

         در تحلیل ماهیت عمل حقوقی، موضوع تحت سه عنوان قابل بررسی می باشد، ابتدا به نظریه ایقاع بودن عمل حقوقی می پردازیم و آن گاه نظریه عقد حواله و سپس نظریه تبدیل تعهد را بررسی خواهیم كرد.


 

گفتار اول: نظریه ایقاع بودن عمل

در مورد ماهیت حقوقی اقدامی كه شخص ثالث در جهت اجرای حكم و سند صورت می دهد نخستین پاسخی كه به ذهن می رسد ایقاع بودن عمل حقوقی می باشد، یعنی این كه آن چه توسط ثالث صورت می پذیرد، انشاء اثر حقوقی است كه تنها با اراده او تحقق می یابد و اراده شخص دیگری در وقوع آن دخیل نمی باشد، گر چه قانونگذار صراحتاً چنین امری را تصریح نكرده است، لیكن قرائن و اماراتی وجود دارد كه نشان دهنده این می باشد كه عمل صورت گرفته توسط ثالث در جهت اجرای حكم ایقاع است:

نخست این كه در تبصره ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی و ماده 24 آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجرا تصریح شده است كه شخص ثالث نیز می تواند به جای محكوم علیه یا متعهدله برای استیفای محكوم به مالی معرفی كند،



1- ‌ماده 53 ق. ا.ا.م- هر گاه مالی از محکوم‌علیه در قبال خواسته یا محکوم‌به توقف شده باشد محکوم‌علیه می‌تواند یک بار تا قبل از شروع به عملیات راجع‌به فروش درخواست تبدیل مالی را که توقیف شده است به مال دیگری بنماید مشروط بر این که مالی که پیشنهاد می‌شود از حیث قیمت و سهولت‌فروش از مالی که قبلاً توقیف شده است کمتر نباشد. محکوم‌له نیز می‌تواند یک بار تا قبل از شروع به عملیات راجع به فروش درخواست تبدیل مال توقیف‌شده را بنماید. در صورتی که محکوم‌علیه یا محکوم‌له به تصمیم قسمت اجرا معترض باشند می‌توانند به دادگاه صادرکننده اجراییه مراجعه نمایند.‌تصمیم دادگاه در این مورد قطعی است.




دیدگاه ها : () 




لینک های ارجاعی انتهای مطالب خراب شده است

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

:
- -



تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5